۱۴۰۲ شهریور ۱۶, پنجشنبه

اسامی شهیدان قیام خطه شمال از مشهد تا آذربایجان از میان اسامی و مشخصات ۶۶۲ شهید راه آزادی در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱

 اسامی شهیدان قیام خطه شمال از مشهد تا آذربایجان از میان اسامی و مشخصات ۶۶۲ شهید راه آزادی در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱


شهیدان راه آزادی
اما در این قسمت  ما تعدادی از شهیدان خطه شمال از مشهد گلستان ومازنداران تا زنجان وآذربایجان را انتخاب کردیم 
اسامی همه  ۶۶۲ را در حقوق بشر ایران  را روی همین لینک کلیک کنید ،ببینید و بخوانید 

۷-میلاد زارع، بابل، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۲۹ شهریور

۱۳-ساسان قربانی، تالش، محل شهادت مقابل درب پاسگاه رضوانشهر، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور

۱۸-غزاله چلاوی، آمل، ۳۳ ساله، بر اثر شلیک ماموران امنیتی به پیشانی، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور

۲۲-حنانه کیا، نوشهر، ۲۳ ساله،‌بر اثر شلیک ماموران امنیتی در تهران – ستارخان، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور

۲۳-یاسین جمالزاده، شاندرمن، بر اثر شلیک ماموران امنیتی در رضوانشهر، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور – پدر دو دختر

۲۷-محسن مال میر، نوشهر، بر اثر شلیک ماموران امنیتی به ناحیه قلب، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور

۲۸-علی مظفری، قوچان، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۰شهریور – والیبالیست تیم سایپا

۳۱-بهنام لایق پور، رشت، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور

۳۳-سیدمهدی موسوی، زنجان، ۱۵ ساله، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۱ شهریور

۳۵-امیر نوروزی، بندرانزلی، ۱۶ ساله، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۱ شهریور

۳۹-مازیار سلیمانیان، رشت، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۱ شهریور – عضو کانون هواداران تیم فوتبال سپیدرود رشت

۴۰-هدیه نعیمانی، نوشهر، ۲۵ ساله، بر اثر شلیک ماموران امنیتی در خیابان حافظ نوشهر، تاریخ شهادت اول مهر ۱۴۰۱، در بیمارستان بهشتی براثر شدت جراحات شهید شد.

۴۱-عرفان رضایی، بر اثر شلیک ماموران امنیتی

۴۲-ابوالفضل مهدی پور، بابل، بر اثر شلیک ماموران امنیتی

اسامی و مشخصات بیش از ۵۰ شهید راه آزادی در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ - تکمیل می شود

۴۳-امیرحسین شمس، نوشهر، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور

۴۴-مهرداد قربانی، زنجان، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور

۴۶-ابوالفضل اکبری دوست، لنگرود، بر اثر شلیک ماموران امنیتی

۵۴-محمد فلاح، ۳۵ ساله، آمل، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور

۵۷- محمد حسین خواه، مازندران، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۱ شهریور

۵۸- مهرداد عوض پور، نوشهر، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۱ شهریور

۵۹- محمدرسول مومنی زاده، رشت، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۱ شهریور – وی هنگام دفاع از یک زن هدف گلوله قرار گرفت.

۶۱- حسین علی کیا، نوشهر، ۲۳ ساله، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور

۶۳- سیدسینا موسوی، آمل، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور

۶۸- ساسان باقری، رضوانشهر، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۲۹ شهریور

۷۰- سیدعباس میرموسی، لنگرود، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور


اسامی و مشخصات ۱۴۱ شهید راه آزادی در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ - تکمیل می شود


۸۰- امیرحسین مهدوی، رشت، بر اثر ضربات باتوم و قنداق تفنگ به سرش، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور

۸۲- مرتضی نوروزی، لنگرود، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور

۸۴-پویا ( علی) احمدپور پسیخانی،۱۷ ساله، رشت، بر اثر ضربه باتوم ماموران امنیتی، تاریخ شهادت اول مهر ۱۴۰۱ – وی ابتدا به کما رفت و پس از چند روز کما به شهادت رسید.

۸۷- محسن محمدی کوچکسرایی، قائمشهر، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۰ شهریور، مزار وی در امازاده صالح کوچکسرا است.

۸۹- محراب دولت پناه، تالش، زاهدان، بر اثر شلیک ماموران امنیتی با گلوله به سر، تاریخ اصابت ۲ مهر ، وی ۷ روز در کما بود و روز ۹ مهر به شهادت رسید.

۹۱-امیررضا نادرزاده، ۱۹ ساله، اهل نوشهر، دیپلمه بود و امسال باید به دانشگاه میرفت. ۲ مهر بازداشت شد و روز ۶ مهر خبر مرگ او به خانواده اش داده شد.

۱۰۲- محمدجواد زاهدی، ۱۶ ساله، ساری، با ۹۵ گلوله ساچمه ای در سر و کمر به قتل

۱۱۰- مهرگان زحمتکش، رشت، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۲۰ مهر

۱۱۱- عارف عاشوری، زندانی در زندان لاکان رشت، بر اثر شلیک عوامل زندان در شورش زندان لاکان رشت.تاریخ شهادت یکشنبه ۱۷ مهر

۱۱۳-میلاد درخشان، اهل و ساکن روستای کلاچاه از توابع خمام در درگیری زندان لاکان رشت در بند ۸ کشته شد. جنازه او با حضور ماموران طوریکه فقط صورتش دیده شود به خانواده تحویل و دفن شد. تاریخ شهادت یکشنبه ۱۷ مهر

۱۱۴- مهران رجبی، اهل رشت، در زندان لاکان رشت با گلوله ماموران زندان کشته شد. تاریخ شهادت یکشنبه ۱۷ مهر

۱۱۵- مهرزاد بهروز، اهل رشت، در زندان لاکان رشت با گلوله ماموران زندان کشته شد. تاریخ شهادت یکشنبه ۱۷ مهر

شهیدان راه آزادی

۱۱۷- اسرا پناهی، ۱۵ ساله، اردبیل، در دبیرستان شاهد ضرب و شتم شده و سپس در بیمارستان جان باخت، تاریخ شهادت: ۲۰ مهر

۱۳۵- مائده جوانفر، ۲۸ ساله پرستار در رشت، براثر شلیک ماموران امنیتی در رشت، تاریخ شهادت ۴ آبان ۱۴۰۱شده است یا پس از بازداشت)

۱۵۷- ابوالفضل بائو، ۱۶ ساله، در قائم شهر براثر شلیک گلوله به قلبش کشته شد. تاریخ شهادت: ۳۰شهریور

۱۵۸- رحیم کلیج، در قائمشهر کشته شد. تاریخ شهادت:‌۳۰ شهریور

۱۶۹- پریسا بهمنی، جراح عمومی ، اهل زنجان، براثر شلیک ماموران امنیتی مقابل ساختمان نظام پزشکی، تاریخ شهادت: ۴ آبان

۱۷۳- امیر (عارف) قربانپور، لشت نشا رشت، براثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۷ آبان

۱۸۰- پویا رجب نیا، ۲۴ ساله، اهل بابل، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۹ مهر

اسامی و مشخصات بیش از ۴۰ شهید راه آزادی در اعتراضات سراسری شهریور ۱۴۰۱ - تکمیل می شود
شهیدان راه آزادی

۲۰۳- رسول حدادی، اهل زنجان، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۴ آبان

۲۰۶- عرفان زمانی ۲۰ ساله، اهل لاهیجان براثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۱۲ آبان

۲۰۸- محمد انوش نیا، اهل رشت، زندانی ، در درگیری زندان لاکان رشت کشته شد، تاریخ شهادت ۱۷ مهر

۲۱۳- علی فاضلی، اهل آمل، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۶ آبان در تاریخ ۱۲ آبان

۲۲۲- محمدرضا بالی لاشک، اهل نوشهر، بر اثر گاز اشک آور ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۱۲ آبان

۲۲۹- کمیل امیرخانلو، اهل گلوگاه، براثر شلیک در خرمدشت کرج، تاریخ شهادت ۱۷ ‌آبان

۲۳۶- مهدیس حسینی، اهل آمل، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۱۲ آبان

۲۵۵- نوید بادپا، اهل گندکاووس، زیر شکنجه ماموران امنیتی در تهران، تاریخ شهادت ۲ آبان

۲۶۴- سپهر اسماعیلی، اهل کیاشهر، براثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۲۳ آبان

۲۶۹- میلاد سعیدی، ۱۶ ساله، اهل سیاورز تنکابن (شهسوار)، براثر شلیک ماموران امنیتی به سر، تاریخ شهادت ۲۴ آبان

۲۷۲- محمد صالحی، اهل بهشهر، براثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۲۱ آبان (وی قهرمان بکس بوده است)

۲۹۰- سیدعلی عراقی، ۲۳ ساله، اهل تبریز،‌بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۲۵ آبان

۲۹۳- جواد رضایی اهل لاهیجان، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۲۵ آبان

۲۹۷- آرام حبیبی، اهل سنندج، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۲۶ آبان

۲۹۸- آیلار حقی، اهل تبریز، بر اثر پرتاب از بلندی، تاریخ شهادت ۲۵ آبان

۳۳۳- فرشید موسوی، ۲۴ ساله، اهل آمل، بر اثر ضربات زیر شکنجه ، تاریخ شهادت ۲۹ آبان

۳۴۵- مهران بصیر توانا رفتار، ۲۹ ساله، اهل فومن، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۲۸ آبان (از ۲۵ آبان در کما بوده است)

۳۵۳- امیرمحمد دلیری لنگرودی اهل لاهیجان، با ماشین زیر گرفته شد، تاریخ شهادت ۲۵ آبان

۳۶۵- محمدجواد اسعدزاده، ۳۰ ساله اهل مشهد، در حال شعار نویسی بازداشت شد و بر اثر ضربا باتوم – زیر شکنجه در تاریخ ۲۹ آبان ۱۴۰۱به شهادت رسید

۳۶۸- آرام مجد، اهل قائمشهر، بر اثر شلیک ماموران امنیتی تاریخ شهادت ۳۰ آبان

۳۶۹- مهدی کابلی کفشگیری، ۱۵ ساله، اهل گرگان، زیر شکنجه ماموران امنیتی تاریخ شهادت ۲۵ آبان( ۲۵ ام به کما رفته و سپس در بیمارستان جانباخت)

۳۷۳- علی اکبر حیدرزاده اهل کاشمر، در حین شعارنویسی مورد تعقیق قرار گرفته و براثر شلیک ماموران امنیتی در تاریخ ۲ آذر به شهادت رسید.

۳۷۹- اویس مسعودی زاده، اهل تربت جام، بر اثر شکنجه، تاریخ شهادت ۴ آذر

۳۸۰- مهدی بحر نژاد، تربت جام، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهات ۴ آذر۶ آبان

۳۹۵- مهران سماک ۲۷ ساله، اهل بندرانزلی، شب باخت تیم فوتبال جمهوری اسلامی براثر شلیک ماموران امنیتی جان باخت، تاریخ شهادت ۸ آذر

۳۹۷- حسن ناصری خور، اهل مشهد، بر اثر شکنجه ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۶ آذر (وی قهرمان و مربی رشته بوکس استان خراسان بود)

۳۹۸- آرش شیخ علیزاده، اهل رودبار کرمان، براثر شلیک ماموران امنیتی در لار شیراز، تاریخ شهادت ۲۹ آبان

۴۰۱- مونا چمنی اهل رشت، براثر ضربات باتوم به سر، تاریخ شهادت ۸ آذر

۴۱۱- میثم پدیدار اهل رشت، ۳۲ ساله، در درگیری زندان لاکان رشت براثر اصابت گلوله ماموران زندان ، تاریخ شهادت ۱۷ مهر

۴۱۲- مقداد عزیزی، اهل خرمدره زنجان، در تهران براثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت آبان ۱۴۰۱

۴۱۳ – محمد خلیلی اهل مشهد، بر اثر شلیک ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۳۰ آبان

۴۱۸- رضا دهبوید ، ۲۹ ساله، اهل ساری، زیر شکنجه ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۱۳ آذر (وی را احضار کردند و بعد جسد شکنجه شده اش را تحویل دادند)

۴۱۹- محمدرضا قربانی اهل فومن، براثر شکنجه ماموران امنیتی در کرج، تاریخ شهادت اول آذر

۴۲۳ – امیر نظافت اهل مشهد، بر اثر شلیک ماموران امنیتی به سر، تاریخ شهادت ۱۳ آذر

۴۳۳- مجیدرضا رهنورد ۲۳ ساله اهل مشهد، به اتهام کشتن دو بسیجی در تاریخ ۲۱ آذر در ملاء عام (خاص) در مشهد سربدار شد. وی دومین اعدام شده اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ است

۴۴۴ – ندابیات اهل زنجان زیر شکنجه ماموران امنیتی، تاریخ شهادت ۵ آذر

۴۴۵- سروش پوراحمدی، ۳۲ ساله، بندر انزلی، در کرج بر اثر شکنجه، تاریخ شهادت ۲۶ آذرماه ۱۴۰۱- وی را به شدت شکنجه کرده و در بیابانی رها کرده بودند.

۴۵۷- نرگس خرمی فرد، اهل مشهد، وکیل دادگستری، تاریخ شهادت آبان ماه ۱۴۰۱

۴۶۸- مهدیس حسینی، ۱۷ ساله، اهل آمل، بر اثر شلیک، تاریخ ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۱

۴۷۱- مریم غواصی، اهل مشهد، بر اثر شلیک، بر اثر شلیک، تاریخ شهادت: ۱۶ مهرماه ۱۴۰۱، پیکر او در روضه الزهرا گلزار شهدا دفن شد.

۴۷۳-حیدر عظیم قیه باشی، ۳۶ ساله، اهل تبریز، زیر شکنجه، تاریخ شهادت: ۱۲ دی ماه ۱۴۰۱، وی زیر شکنجه شدید برای اعتراف اجباری برای کشتن یک بسیجی بنام حسین اجاقی بود. او کارگردان سینما و روزنامه نگار بود.

۴۹۴- ستایش شریفی نیا، ۱۶ ساله، اهل کردکوی، در اثر شکنجه، تاریخ شهادت: ۲۳ دی ۱۴۰۱

۴۹۶- شیده علی پرست، ۱۸ ساله، اهل لاهیجان، بر اثر شکنجه، تاریخ شهادت: ۲۸ دی ماه ۱۴۰۱، وی چند روز بعد از آزادی از زندان به صورت ناگهانی جان باخت.

۵۰۳- مهران عباسپور اقدم، تاریخ شهادت: ۲۳مهرماه ۱۴۰۱، در زندان لاکان رشت کشته شد.

۵۱۲- ابراهیم (پرهام) نیکپور، اهل آمل، تاریخ شهادت: ۲۶ بهمن ماه ۱۴۰۱، او دستگیر شده و پس از آزادی به شکل مشکوکی جان سپرد.

۵۱۹- محمد حسینی خواه، اهل ساری، بر اثر شلیک، تاریخ شهادت: ۳۱شهریورماه ۱۴۰۱

۵۲۰- محسن مالمیر، اهل نوشهر، بر اثر شلیک، تاریخ شهادت: ۳۰ شهریورماه ۱۴۰۱

۵۲۱- هادی چاکسری، ۲۹ ساله، اهل آمل، بر اثر شلیک، تاریخ شهادت: ۶ آبان ماه ۱۴۰۱

۵۲۲- مهران بصیر توانارفتار، ۲۹ ساله، اهل فومن، در تاریخ ۲۵ آبان ماه ۱۴۰۱، بر اثر شلیک زخمی شد و به کما رفت. او در روز ۲۸ آبان ماه ۱۴۰۱، به شهادت رسید.


۵۳۳- محمد آریان خوشگوار، ۱۸ساله، اهل سنندج، تاریخ شهادت: ۲۳ اسفندماه ۱۴۰۱، بر اثر ضربات چاقوی نیروهای امنیتی به کما رفت و از چهارماه زندگی در کما جان باخت.

با یاد مجاهد شهید میرطه میرصادقی از پیشتازان نبرد با دیکتاتوری شاه وشیخ از گرگان

 با یاد مجاهد شهید میرطه میرصادقی از پیشتازان نبرد با دیکتاتوری شاه وشیخ از گرگان

مجاهد شهید میرطه میرصادقی
مجاهد شهید میرطه میرصادقی

محل تولد: محله میر کریم گرگان
شغل: دانشجو
سن: 28
تحصیلات: دانشجوی دانشکده الهیات مشهد
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: 19-11-1360
محل زندان: -

زندگینامه شهید


زندانی زمان شاه : ۱۳۵۴  / زندان وکیل آباد مشهد / ۲ سال

نحوه شهادت : تهاجم پاسداران به پایگاه مرکزی مجاهدین

میرطه میرصادقی در سال۱۳۳۲ در خانواده‌ای زحمتکش در محله میرکریم گرگان متولد شد، دوران کودکی و نوجوانی طه همراه با کار مداوم در کنار پدرش و در کشاکش سختیها سپری شد. گذر از فراز و نشیبها و سختیها طه را از شخصیتی استوار و روحیه‌ای رزمنده و پرشور برخوردار کرده بود.

میرطه در سال۵۰ پس از گرفتن دیپلم وارد دانشکدهٴ الهیات مشهد شد. او از همان سال اول ورود به دانشکده فعالیت‌های سیاسی مبارزاتی مخفی خود را در ارتباط با یکی از گروه‌های هوادار مجاهدین شروع می‌کند. در سال۵۳ پس از دستگیری برخی از اعضای آن گروه، میرطه توانست امکانات انتشاراتی گروه را حفظ کرده و مورد استفادهٴ مجدد قرار دهد. پس از مدتی او با گروه والعصر که از گروه‌های وابسته به سازمان مجاهدین خلق در استان خراسان بود، ارتباط برقرار می‌کند و امکانات انتشاراتی حفظ شده را در اختیار گروه والعصر قرار می‌دهد و خود نیز در شاخهٔ دانشجویی آن به فعالیت مشغول می‌شود.

میرطه در شهریور ۵۴ با ضربه خوردن گروه والعصر دستگیر و زیر شکنجه‌های سنگین ساواک شاه قرار می‌گیرد، به‌نحوی که بر اثر ضربات بسیار کابل، سوزاندن بدن و بیخوابی‌های مستمرد تا مدتها از بیماریهای مختلف از جمله سردردهای شدید و ناراحتی کلیه رنج می‌برد.

سرانجام در آبان سال۵۴ طه از شکنجه‌گاه ساواک به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد و در بیدادگاه نظامی شاه خائن به ۲سال زندان محکوم گردید. دو سال اسارت در زندانهای ساواک شاه و برخورداری از آموزشهای مستقیم مجاهدین، میرطه را به‌یک کادر ارزشمند و فعال مجاهدین تبدیل می‌کند.

یکی از مسئولان سازمان در مورد اشتیاق میرطه به آموزشها می‌گوید: «طه منتظر است که کلمه‌ای از یک آموزش انقلابی از دهانم بیرون بیاید تا سریعاً آن را بگیرد».

میرطه پس از پایان دوران محکومیت خود از زندان آزاد گردید و در خارج از زندان به فعالیت پرداخت. پس از آزادی از زندان مجدداً در اوایل سال۵۷ به تشکیلات سازمان در بیرون زندان وصل شد. در حرکتهای مردمی دوران قیام شرکت و در گسترش قیام در مشهد و گرگان همراه با مجاهدین شهید خسرو رحیمی و قاسم مهریزی‌زاده نقش فعالی داشت.

پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی میرطه میرصادقی مسئولیتهای انقلابی خود را در تشکیلات مجاهدین در مشهد عهده‌دار می‌شود. سازماندهی بخش دانشجویی و تشکیل یکانهای میلیشیا در مشهد از جمله حاصل تلاشهای این مجاهد خستگی‌ناپذیر و دیگر همرزمان او در آن سالها بود. میرطه در سال‌۵۹ به تشکیلات مجاهدین در مازندران و سپس به تهران منتقل می‌شود و مسئولیتهای خود را در بخش حفاظت سازمان به‌عهده می‌گیرد. آخرین مسئولیتش به‌عنوان معاون فرمانده حفاظت پایگاه سردار خیابانی، به جلوه‌گاه پرشکوهی از زندگی انقلابی او تبدیل شد.

میرطه در میان همرزمانش به شادابی، جنگندگی و پرتلاشی شناخته می‌شد.

سرانجام این مجاهد قهرمان در سحرگاه نوزدهم بهمن ۶۰ در کنار سردار خیابانی جنگید و پس از نبردی حماسی با جراحت بسیار زیاد به زندان منتقل و پس از شکنجه‌های فراوان در اواخر خرداد سال۶۱ به‌ شهادت رسید.

هنگامی که خبر شهادت وی در شهر گرگان پخش شد، مردم شهر که از مبارزات وی و خصایص والا و انقلابی او باخبر بودند، بی‌هراس از دژخیمان خمینی ضدبشر، گروه گروه به خانهٔ مادر سالخوردهٔ او رفتند و با آنها ابراز همدردی و ایستادگی برای سرنگونی رژیم پلید خمینی کردند.

یادش گرامی راه سرخش پررهرو باد

 با یاد مجاهد شهید بهمن موسی‌پور لفمجانی

مجاهد شهید  بهمن موسی‌پور لفمجانی
مجاهد شهید بهمن موسی‌پور لفمجانی

محل تولد: رشت
شغل:
سن: 33
تحصیلات: سال ششم پزشکی
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: 12-5-1367
محل زندان: -

زندگینامه شهید


زندانی زمان شاه: شش ماه

نحوه شهادت: حلق‌آویز

بهمن در سال۱۳۳۴ در شهر رشت بدنیا آمد و در ۱۰سالگی به همراه خانواده‌اش به تهران نقل مکان کرد، وی در سال۱۳۵۲ دیپلم گرفت و در کنکور ورودی رشته پزشکی دانشگاه تهران قبول شد. در دانشگاه با سازمان مجاهدین آشنا شد و در فعالیت‌های دانشجویی با هواداران سازمان شرکت فعال داشت. موسی با روحیه جنگنده همواره جلودار تظاهرات در دانشکده بود.

وی در سال۱۳۵۴ به‌دلیل همین فعالیت‌ها دستگیر و روانه شکنجه‌گاه و زندان ساواک آریامهری گردید و زیر ضربات کابل قرار گرفت تا این‌که پس از شش ماه به‌دلیل این‌که هیچ مدرکی علیه وی نداشتند از زندان آزاد می‌شود. آشنایی از نزدیک با سازمان و آموزشهای آن در همین مدت کوتاه انگیزه‌های بهمن را در مبارزه با دیکتاتوری شاه خائن، بیش‌از‌پیش صیقل داد. پس از آزادی از زندان به همکاری با سایر دانشجویان هوادار مجاهدین در دانشگاه ادامه داد و در تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت فعال داشت.

در آستانه آمدن کارتر به تهران، بهمن از جمله کسانی بود که در آماده‌سازی پلاکارد و حمل آن آن هم در دیکتاتوری شاه خائن نقش داشت و اولین پلاکارد ”زندانیان سیاسی آزاد باید گردند ”را در خیابان حنیف‌نژاد در جلوی بیمارستان رازی با تعدادی از دانشجویان بردستان خود حمل کردند و در پایان تظاهرات بین دو درخت در کنار خیابان نصب کردند.

او در قیام ۵۷ به‌عنوان یک عضو فعال جنبش دانشجویی هوادار سازمان، نقش مؤثری ایفا کرد، بلافاصله پس از سقوط دیکتاتوری سلطنتی در ارتباط با جنبش ملی مجاهدین قرار گرفت، و فعالیت حرفه‌یی در سازمان مجاهدین را آغاز کرد.

وی در حالی‌که سال ششم پزشکی را می‌گذراند اما به‌خاطر آرمان آزادی و فعالیت حرفه‌یی در این مسیر، دانشگاه را ترک کرد و در سال۵۸ به همراه تعدادی از کادرهای مجا‌هدین از تهران به آبادان منتقل شد، و تحت مسئولیت مجاهد قهرمان ابراهیم ذاکری (کاک صالح) در پایه‌گذاری جنبش ملی مجاهدین در شهر آبادان شرکت داشت.

وی مسئول امنیت جنبش در این شهر را برعهده گرفت و در آموزش میلیشیا نقش قا‌بل توجهی داشت.

یکی از همرزمانش در جنبش آبادان در خاطراتش از بهمن می‌نویسد: «بهمن در جریان سیل خوزستان یکی از پایه‌های اصلی جمع‌آوری اطلاعات برای کمک‌رسانی به سیل‌زدگان خوزستان بود.

در این زمینه برخی از میلیشیاهای آبادان که بعد‌ها در زمرهٔ قهرمانان شهید سرفراز ارتش آزادیبخش ملی ایران قرار گرفتند، مجاهدان شهیدی هم‌چون سیامک کی‌شمس، رئوف شهیدزاده، عادل جدیدیان و رضا وادیان تیم نزدیک به بهمن بودند و مسئولیت امنیتی جنبش را در کنار بهمن قهرمان پیش می‌بردند.

بهمن در شکل‌گیری واحدهای میلیشیا در آبادان نیز نقش مؤثری داشت، و یکی از عمده مسئولیت‌های او راه‌اندازی ورزش دسته‌جمعی در محلات مختلف آبادان بود.

میلیشیاهای بخش محلات و دانش‌آموزی سازمان در آبادان هیچ‌گاه ”چهرهٔ بهمن موتورسوار جنبش مجاهدین“ را که هر روز در ساعت ورزش به تمامی محلات آبادان سرکشی می‌کرد، و به‌صورت نوبه‌یی با آنها ورزش می‌کرد را از یاد نمی‌برند.

یکی از ویژ‌گی‌های بهمن تسلط‌اش به آموزش‌های رزمی بود و هواداران سازمان را در محلات مختلف آموزش می‌داد. . ».

مسئولیت‌پذیری بالا از ویژگیهای بسیار شاخص و برجسته بهمن بود. در شروع جنگ ایران و عراق و حمله نیروهای عراقی به شهرهای خرمشهر و آبادان در ۳۱شهریور ۱۳۵۹ وی از سوی سازمان، نیروهای هوادار سازمان را برای دفاع از مردم آبادان سازماندهی کرد.

اقدامات قهرمانانه و فداکارانه بهمن با هواداران و کادرهای سازمان به‌خصوص در نبود هر گونه نیروی نظامی سازمان‌یافته در منطقه جنگی و فرار و عقب‌نشینی پاسداران از شهر، با سد کردن پیشروی نیروهای عراقی راه تخلیه و عقب‌نشینی هزاران تن از مردم به نقاط امن را فراهم کرد. این در حالی بود که پاسداران بنا به فتوا و تحریکات امام جمعه‌های جنایتکاری هم‌چون آخوند دستغیب مانع عقب‌نشینی مردم از شهر به بهانه فرار از جهاد می‌شدند.

در خاطرات یکی از همرزمان بهمن در روزهای نخستین شروع جنگ ضدمیهنی خمینی آمده است: «در زمان جنگ هواداران سازمان مجاهدین در سنگرهای خط مقدم منطقه جنگی مستقر بودند. من در آن دوران رابط بهمن به‌عنوان فرمانده نیروهای خط مقدم سازمان در آبادان، در اتاق جنگی بودم که بنی‌صدر و ستادش از جمله محسن رضایی... که جنگ را به‌اصطلاح فرماندهی می‌کردند، بهمن و نیروهای تحت‌امرش به‌صورت روزانه آن هم در زیر بمبارانهای مستمر و پی‌درپی در تمامی سنگرهای دیدبانی جلویی، مقاوم و پایدار مستقر بودند هم‌چنین اطلاعات به‌دست آمده را به من می‌دادند و من هم این اطلاعات را به اتاق جنگ می‌رساندم کیفیت اطلاعات گردآوری شده به گونه‌یی بود که آنها شگفت‌زده و شوکه می‌شدند. . ».

به‌رغم این، مدتی بعد در سال۵۹ با حکم بهشتی معدوم، قاضی‌القضات خمینی نیروهای مجاهدین در جبهه را دستگیر و بهمن به همراه سایر مدافعان حقیقی شهر آبادان بدون هیچ اتهامی به زندان اهواز منتقل شدند.

این بازداشت تا ۳۰خرداد ۶۰ ادامه پیدا کرد، پس از سی خرداد بهمن به همراه سایر دستگیر شدگان به تهران منتقل شد.

در این رابطه یکی از اعضای خانواده‌اش می‌نویسد: «چند ماه پس از دستگیری بهمن خبری از او ند‌اشتیم بعد از ۱سال توانستیم به ملاقات او برویم. بهمن در انفرادی بود او ورزشکار و دارای اعتماد بنفس بود. چون مدتی در انفرادی بود برخلاف تصور من آن‌قدر سرحال بود که دائم از من می‌خواست بفهمد که بیرون چه خبر است. با فشارهای خانواده و فرستادن نامه به قسمت‌های مختلف نهایتاً او را از اهواز به زندان اوین تهران منتفل کردند. در سال۶۳ مدتی او را از بند انفرادی به بند عمومی بردند. در این دوران بهمن و سایر همرزمانش که در جبهه دستگیر شده بودند مدت دو سال در سلول‌های انفرادی قرار داشتند».

بهمن قهرمان در نزد زندانیان مجاهد همیشه سرزنده و جنگنده بود و لقب سردار «موسی» را به او داده بودند. او با قامت استوار چون کوه، الگوی مقاومت، شهامت و جوانمردی برای زندانیان بود. هرگز در مقابل هیچ فشاری شکوه و شکایت نداشت و خم به ابرو نمی‌آورد.

بهمن در مواجهه با درد و فشار ناشی از شکنجه، وقتی از او سؤال می‌شد که وضعیت درد بدنت بهتر شده است یا نه؟ می‌گفت: اگر درد نبود پس مبارزه نبود. اگر این شکنجه‌گران این ددمنشی را مرتکب نمی‌شدند نمی‌بایست با این جلادان می‌جنگیدیم.

بهمن قهرمان همیشه خدا را شاکر بود و همهٔ سختی‌های این دوران را آزمایش مبارزاتی و فرصتی آرمانی می‌دید و لبخند هیچوقت از لبان مهربانش حذف نمی‌شد.

لاجوردی خون‌آشام از مقاومتهای بهمن و از این‌که بهمن او را هیچ می‌شمرد، بسیار کینه به دل داشت. بعد از شهادت سردار موسی، گویا خبری به گوش حاج داود و لاجوردی جلاد رسیده بود که بچه‌ها بعد از شهادت سردار موسی به بهمن لقب «سردار موسی» داده‌اند. لاجوردی در اواخر بهمن ۱۳۶۰؛ در مجرد۵ قزل‌حصار وارد بند شد. وقتی نزدیک سلول بهمن رسید، با خشم و کینه حیوانی به او گفت: مصاحبه می‌کنی یا نه؟ بهمن، نیشخندی به دژخیم زد که تمام وجود دژخیم تبدیل به کینهٴ گرگ صفتی شد و گفت: موسی را کشتیم تو که لقب «سردار موسی» داری شاخت را هم می‌شکنم و پای مصاحبه می‌آورمت.

بهمن قهرمان را از سال۶۳ تا ۶۷ بارها از بند عمومی به انفرادی منتقل کردند و در مهرماه سال۶۶ او را از اوین به گوهردشت فرستادند. او واقعاً به بچه‌ها روحیه می‌داد و آنها را شارژ می‌کرد. یک روز بهمن را زیر شکنجه بردند و با کابل او را زدند و می‌گفتند که سازمان را محکوم کن ولی بهمن زیر بار نرفت و تسلیم نشد.

دژخیمان هر بار به‌عناوین مختلف او را به‌قدری شکنجه می‌کردند که بیهوش می‌شد و تا مدتها او را رها می‌کردند.

بهمن در جریان شهادت خواهر قهرمانش «سیما» در زندان به‌شدت متأثر شده بود، وقتی برادر کوچکترش مجاهد «فرهاد موسی‌پور» خبر شهادت سیما را به بهمن داد، در سلول به یکی از بچه‌ها گفت: سیما به عهد خودش با خدا و خلق و مسعود وفا نمود. بعد به فرهاد گفت، نباید احساس دلتنگی کنی می‌بایست هر لحظه سیما را در جنگ و نبرد و مقاومت در خودت حاضر و ناظر بدانی.

بهمن موسی‌پور از زمان دستگیری تا مرداد ۱۳۶۷ به‌عنوان یکی از استوارترین مجاهدان زندانی در برابر رژیم ایستاد. تشکیلات زندانیان مجاهد را برقرار کرد. به زندانیان درس ایستادگی آموخت. روحیهٔ مقاومت را در زندانها تقویت کرد و در هر کجا توانست خواری و خفت رژیم آخوندی و عواملش را افشاء کرد و به همه نشان داد. او به واقع یکی از الگوهای مجاهدت و پایداری در زندانها بود و به سایرین درس مقاومت می‌داد.

یکی از همرزمان بهمن می‌گوید وقتی من و شهید فرهاد (برادر بهمن) می‌خواستیم به ارتش آزادیبخش بپیوندیم به اطلاع بهمن در زندان خبرش را رساندیم و بهمن وقتی شنیده بود گفته بود به فرهاد و دوستانش سلام برسان و بگو که به این کار شما افتخار می‌کنم و سلام ما را هم به مسعود برسانید.

سرانجام در جریان قتل‌عام سال۶۷ در روز ۱۲مرداد ۱۳۶۷ این مجاهد پایدار و سر موضع را همراه با دهها قهرمان مجاهد خلق، به‌شهادت رساندند

مجاهدان شهید سیما و فرهاد موسی‌پور خواهر و برادر بهمن قهرمان هستند.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد... !

پنجاه‌ونهمین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران مبارک باد

 پنجاه‌ونهمین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران مبارک باد

پنجاه‌ونهمین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران مبارک باد
پنجاه‌ونهمین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران 
مبارک باد

پنجاه‌ونهمین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

مسعود رجوی ـ نیمه شهریور ۷۸

وقتی که در نیمه شهریور ۱۳۴۴ سازمان مجاهدین خلق ایران توسط حنیف کبیر و یارانش بنیان‌گذاری شد، دوازده سال از کودتای ۲۸مرداد علیه مصدق پیشوای (نهضت) ملی ما می‌گذشت، و از ۲۸مرداد سال۳۲تا شهریور سال۳۹ به‌مدت ۷سال خفقان و اختناق کامل برقرار بود.

تا قبل از سال۵۰ مجاهدین خوب هیچ اسم و رسمی نداشتند و این نخستین نیروی سازمان‌یافته انقلابی بود که در دوران سلطنت برای اولین بار توانست برای مدت ۶سال در فاصله سالهای ۴۴ تا ۵۰ مبارزه مخفی بکنه، به‌دور از چشم رژیم و ساواک ۶سال دوام آورد و آماده می‌شد برای ورود به‌عمل، اما بعد از سال۵۰ بود که طنین اسم مجاهدین، بعد از موج دستگیریهای اولیه و شکنجه‌ها و شهادتهای آن دوران در ایران پیچید و درقلب جوانهای مسلمان و نیروهای آگاه و مبارز مخصوصاً دانشجوها و همه مشتاقان رهایی از ستم دیکتاتوری جا باز کرد، در آن سال‌های ۴۹ و ۵۰ و بعدش مردم به عیان می‌دیدند که آگاهترین و فداکارترین فرزندان فدایی و مجاهد آنها که اگر می‌خواستند می‌توانستند زندگی کاملاً مرفهی داشته باشند تمام هستی خودشان را در طبق اخلاص گذاشتند و بدون این‌که برای خودشان چیزی بخواهند برای رهایی میهن و برقراری آزادی و حاکمیت مردم، برای برابری و برای نفی بهره کشی مبارزه می‌کنند، به‌رغم ترهات رژیم شاه که مجاهدین را تروریستهای مارکسیسم اسلامی می‌خواند، مردم از مجاهدین به‌عنوان یک نیروی انقلابی، مسلمان؛ آزادیخواه و میهن‌پرست استقبال می‌کردند و بالاترین اعتمادها را هم نثار می‌کردند.

آن قدر که بسیاری از روحانیان و تقریباً همه آخوندهای خمینی چی بعدی، هژمونی سیاسی و ایدئولوژیکی مجاهدین را پذیرفتند... ...

 


جواد روحی قهرمان دلیر مردم آمل - شکنجه های قرون وسطائی وقتل یک شورشگر شمالی اهل آمل

  جواد روحی قهرمان دلیر مردم آمل  - شکنجه های قرون وسطائی وقتل یک شورشگر شمالی اهل آمل


جواد روحی از فرزندان دلیر مردم آمل بدست پاسداران وجلادان خامنه ای بشهادت رسید


قهرمان آمل جواد روحی در زندان آمل در زیر شکنجه بقتل رسید 


در دی ۱۴۰۱ کمیتهٔ پیگیری وضعیت بازداشت شدگان، در گزارشی به شرحِ «شکنجه‌هایِ ترسناک» جواد روحی پرداخته و نوشته بود : 

او در زندانِ سپاه پاسداران برای گرفتنِ اعترافِ اجباری تحتِ فشار قرار گرفته و قدرتِ تکلم را بر اثرِ شکنجه از دست داده‌است.

در بهمن ۱۴۰۱ انریکه سانتیاگو، نماینده پارلمان و دبیرکل حزب کمونیست اسپانیا، در توییتی خواستار آزادی جواد روحی و لغو حکم اعدام او شد و گفت به کمپین فعالان حقوق بشری ایران پیوسته و کفالت وی را پذیرفته‌است. هم‌زمان عفو بین‌الملل اعلام کرد که جمهوری اسلامی باید فوراً «محکومیت ناعادلانه» و حکم اعدام عرشیا تک‌دستان، محمدمهدی محمدی‌فرد و جواد روحی را که زیر «شکنجه‌های هولناک (سپاه پاسداران)، از جمله شلاق، شوک الکتریکی، وارونه‌آویزان‌شدن و تهدید به مرگ با اسلحه قرار گرفته» لغو کند. به گفتهٔ این سازمان، روحی در نتیجهٔ شکنجه‌های جسمی و روانی دچار اختلال گفتاری و حرکتی، عوارض گوارشی، بی‌اختیاری ادرار و آسیب‌دیدگی عضلانی شده بود.

بر گرفته از ویکی پدیا

اما اخبار رسیده بدست ما (سایت )حاکی از آن است :

چند روز قبل از شنیدن خبر شهادت جواد روحی ريس زندان نوشهر چشم در چشم با جواد روحی صحبت کرد بعد از آن این جوان شورشی را در زیر شکنجه بقتل رساندند 

 همچنین جواد روحی بر اثر شکنجه این جوان دلیر وشورشی واز فرزندان دلیر مردم

 قهرمان پرور آمل تکلم خود را از دست داده وتوان حرف زدن ندارد.

در نهایت وزارت اطلاعات وسپاه پاسداران او را در زیر شکنجه بقتل رساندند 

گرامیداشت یاد شهید قیام جواد روحی بر سر مزارش با نواختن گروه موزیک

 گرامیداشت یاد شهید قیام جواد روحی بر سر مزارش با نواختن گروه موزیک

گرامیداشت یاد شهید قیام جواد روحی بر سر مزارش
گرامیداشت یاد شهید قیام جواد روحی بر سر مزارش

جواد روحی، ۳۵ساله اهل آمل در آذر ۱۴۰۱دستگیر و در زندان سپاه تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفت، به‌نحوی که قدرت تکلم خود را از دست داده بود. او به اتهامات آخوند‌ساخته افساد فی‌الارض و محاربه به ۳بار اعدام محکوم شد ولی رژیم به‌دلیل اعتراضات داخلی و بین‌المللی نتوانست این حکم را به اجرا در بیاورد. خبرگزاری قضاییه جلادان روز ۲۰دیماه ۱۴۰۱ اعلام کرد: «جواد روحی لیدری گروهی از اغتشاشگران و افراد حاضر در تجمع را برعهده داشته و شهروندان را تحریک و تشویق به آشوب می‌کرده است»... قضاییه جلادان پنج‎شنبه، ۹شهریور از درگذشت زندانی قیام جواد روحی در زندان نوشهر خبر داد.

کشتن زندانیان قیام زیر شکنجه، مسموم کردن و یا سر به نیست کردن آنها توسط جلادان خامنه‌ای یک امر روتین است و تاکنون شمار قابل توجهی از زندانیان با همین شیوه‌ها در زندان و یا پس از آزادی، به‌قتل رسیده‌اند.

 

آمل - گرامیداشت یاد شهید قیام جواد روحی بر سر مزارش با نواختن گروه موزیک - ۱۳شهریور


۱۴۰۲ تیر ۱۷, شنبه

با یاد مجاهد شهید رضا بیات پیشتاز مبارزه با دو دیکتاتوری شاه وشیخ از زنجان

 با یاد مجاهد شهید رضا بیات پیشتاز مبارزه با دو دیکتاتوری شاه وشیخ از زنجان

مجاهد شهید رضا بیات
مجاهد شهید رضا بیات

محل تولد: زنجان
شغل: کارگر - فارغ التحصیل- دبیر
سن: 27
تحصیلات: دانشجو انستیتو تبریز (فوق دیپلم)
محل شهادت: تبریز
تاریخ شهادت: 10-9-1360
محل زندان: -

زندگینامه شهید


زندانی زمان شاه: ۱۳۵۲ / ۱سال

نحوه شهادت: درگیری با پاسداران و با انفجار نارنجک در میان گله پاسداران بشهادت می‌رسد

مجاهد شهید رضا بیات اهل زنجان در یک خانواده زحمتکش کارگری بدنیا آمد. در دوران کودکی پدرش را از دست داد. در همان دوران دبیرستان در اکثر جلسات مذهبی و هیئتهای گوناگون تفسیر قرآن و غیره شرکت داشت و به‌علت داشتن خلوص و صداقت و ایثار، اطرافیان و همکلاسی‌هایش مجذوب وی می‌شدند، وی هم‌چنین مدتی در حوزه زنجان درس طلبگی می‌خواند.

بعد از شروع مبارزه مسلحانه و دستگیری ۹۰درصد اعضا و صددرصد مرکزیت در سال۱۳۵۰ و هم‌چنین علنی شدن نام پرافتخار سازمان مجاهدین در میان مردم، رضا و دوستانش با توجه به خشم و کینی که نسبت به سلطنت شاهنشاهی به‌عنوان عامل بدبختی مردم داشتند، تحت تأثیر این جریان انقلابی، محافلشان به‌طور کیفی تغییر کرد و سمت و سوی سیاسی و انقلابی به خود گرفت.

رضا بعد از اخذ دیپلم وارد انستیتوی زنجان گردید و در تشکل دانشجویان مبارز سهم به‌سزایی ایفا کرد. تشکلی مبارزاتی که کم کم در کل شهر زنجان به‌خصوص غرب شهر، به همت رضا راه افتاد.

وی به‌دلیل همین فعالیت‌ها در سال۵۲ همراه چند نفر از همرزمانش توسط مزدوران شاه خائن دستگیر شد و بعد از تحمل شکنجه‌های فراوان به یک‌سال زندان محکوم گردید. دوران زندان برای رضا محل آموزش جدیدی از مبارزه اصولی علیه دیکتاتوری حاکم بود.

بعد از اتمام دوران محکومیت، رضا با پشتکار بالا و تجاربی که به دست آورده بود، همراه با مجاهد شهید فرج الله ارغوانی اقدام به برپایی کلاسهای آموزشی نیمه مخفی و مخفی در هنرستان و در خانه‌های مختلف شهر زنجان نمود که در بالا بردن سطح آموزش سیاسی ـ مبارزاتی جوانان پرشور و اقدامات عملی آنها علیه سلطنت دیکتاتوری شاه نقش به‌سزایی ایفا کرد. رضا و یاران مبارزش در برگزاری اعتصابات و تظاهرات و ترتیب دادن نمایشگاههای مختلف برای افشاء جنایات شاه خائن فعال و نقش مؤثر داشتند. بر اثر این آموزشها بسیاری از شاگردان رضا که درس فداکاری و صداقت را از او آموخته بودند راه مجاهدین را برگزیدند و تعداد بیشماری از این مجاهدین در فاز نظامی به‌دست جلاد خون آشام، خمینی دجال به‌شهادت رسیدند.

رضا بعد از اخذ دیپلم در کارخانه کبریت سازی زنجان به کارگری پرداخت و در تشکل و بالابردن فرهنگ سیاسی آنها نقش ویژه‌یی داشت. کارگران به‌عنوان یک چهره حامی کارگر، روی او حساب می‌کردند.

در جریان قیام بیشترین مسئولیت بر دوش رضا و همرزمانش بود. بعد از انقلاب فعالیت‌هایش را همراه با همرزمانش در جنبش ملی مجاهدین زنجان ادامه داد و مسئولیت بخشی از کلاسهای آموزشی برعهدهٔ رضا بود.

رضا که از انگیزه مبارزاتی بالایی برخوردار بود در سال۵۹ به ستاد سازمان در تبریز منتقل گردید و فعالیت‌های انقلابی خود را آنجا ادامه داد.

از ویژگیهای وی تواضع، ایثار و صداقت بود که روی همه کسانی که حتی یکبار با وی برخورد می‌کردند تأثیر مثبت می‌گذاشت.

نهایتا رضای قهرمان در آذرماه سال۶۰ حین تردد برای اجرای یک قرار مورد شناسایی یک خائن و مزدوران سپاه قرار گرفت که در جا وی را به رگبار بستند. رضا سریع از ماشین پایین پریده و پشت آن سنگر گرفت و با اسلحه‌ای که همراه خود داشت چندین نفر از مزدوران را به هلاکت رساند و آنگاه که فشنگهایش تمام شده بود ضامن نارنجک خود را در میان مزدوران که، دسته‌جمعی به‌سوی وی یورش برده بودند کشیده و منفجر می‌کند و در حالی‌که خود به‌شهادت می‌رسد چندین نفر از مزدوران دشمن را نیز به هلاکت می‌رساند.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

اسامی ۲۴ تن از شهیدان سرفراز خطه مجاهد پرور شمال ایران از منجیل ورودبار تا رامسر وچالوس تاگرگان ، ستارگان شب کوب وظلمت سوز قیام دی ماه ۱۴۰۴

 اسامی ۲۴ تن از شهیدان سرفراز خطه مجاهد پرور شمال ایران از منجیل ورودبار تا رامسر وچالوس تاگرگان ، ستارگان شب کوب وظلمت سوز قیام دی ماه ۱۴۰۴...