۱۳۹۶ آذر ۱۸, شنبه

خاطراتی از مجاهدین شهید علی گالش مرادی و معصومه گالش مرادی 

خاطراتی از مجاهدین شهید علی گالش مرادی و معصومه گالش مرادی 


خواهرم معصومه گالش مرادی نام دارد و مریم ساجدی نامی بود که در زندان اوین با آن خودرا معرفی کرده بود.
وی  متولد ۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۲ بود و در تاریخ 11اردیبهشت 1362 در زندان اوین تیرباران گردید.
خواهرم در دبیرستان شاهدخت شهسوار در کلاس سوم علوم تجربی درس میخواند. دوسال در زندان اوین با نام مریم ساجدی بود که دختری که با هم همدرسه بودند واو هم از مجاهدین بود خواهرم را  شناسایی کرده و به لاجوردی لو داد که با عث تیرباران خواهرم وکشتن مهین شیخ حسنی  و آزادی آن دختر شد.
جنازه خواهرم را به ما ندادند و او را در قبرهای دسته جمعی قطعه ۱۰۰کودکان بهشت زهرا در تهران به خاک سپردند به ما هیچ اطلاع دیگری داده نشد.
من از تنها یادگاری او که یک قلم است عکس میفرستم. خواهرم از طرفداران بسیار معتقد مسعود رجوی بود.



قلمی که از مجاهد شهید معصومه طالش مرادی یادگار مانده است برادر من علی گالش مرادی دانش آموز سال دوم اتومکانیک دبیرستان صنعتی شهسوار بود.
وی متولد 4شهریور 1344 بود و در تاریخ 3شهریور 1360 تیرباران شد. علی از اولین اعدامیان شهسوار بود با ۳ مجاهد دیگر به نامهای شهرام، ایرج و مهرداد امینی اعدام شدند.


علی به مجاهدین کمک کرده بود و عضو مجاهدین خلق نبود جنازه علی را به ما تحویل دادند عکسهای او را با تنها یادگاری او که پلیور او میباشد را برای شما میفرستم.


ما از یک روستای شمال به نام ولاب هستیم که اکنون نام سلیم آباد را دارد.

مجاهد شهید معصومه (مریم) گالش مرادی (ساجدی) از شهسوار (تنکابن)


مجاهد شهید معصومه (مریم) گالش مرادی (ساجدی) از شهسوار (تنکابن)




مشخصات مجاهد شهید معصومه (مریم) گالش مرادی (ساجدی)
محل تولد: تنكابن
تحصيل: دانش آموز
سن: 20
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1362

مجاهد شهید علی گالش مرادی از شهسوار (تنکابن)

مجاهد شهید علی گالش مرادی از شهسوار (تنکابن)



مشخصات مجاهد شهید علی گالش مرادی از شهسوار (تنکابن)
محل تولد: تنكابن
تحصيل: دانش آموز
سن: 16
محل شهادت: تنکابن
زمان شهادت: 1360

مجاهد شهید سادات سجادی  قهرمانی از شهرآمل 

مجاهد شهید سادات سجادی  قهرمانی از شهرآمل 

مشخصات مجاهد شهید سادات سجادی (خدایی بزوج)
محل تولد: آمل
شغل: معلم
تحصيل: فوق دیپلم
سن: 24
محل شهادت: رشت
زمان شهادت: 1361

متاسفانه از اين شهيد  قهرمان عکس، خاطرات و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را مي‌شناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.

مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

مجاهدین شهید علی گالش مرادی و معصومه گالش مرادی

مجاهدین شهید علی گالش مرادی و معصومه گالش مرادی

مشخصات مجاهد شهید علی گالش مرادی 
محل تولد: تنكابن
تحصيل: دانش آموز
سن: 16
محل شهادت: تنکابن
زمان شهادت: 1360


مشخصات مجاهد شهید معصومه (مریم) گالش مرادی (ساجدی)
محل تولد: تنكابن
تحصيل: دانش آموز
سن: 20
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1362


خاطراتی از مجاهدین شهید علی گالش مرادی و معصومه گالش مرادی از زبان خواهر:

خواهرم معصومه گالش مرادی نام دارد و مریم ساجدی نامی بود که در زندان اوین با آن خودرا معرفی کرده بود.
وی  متولد ۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۲ بود و در تاریخ 11اردیبهشت 1362 در زندان اوین تیرباران گردید.
خواهرم در دبیرستان شاهدخت شهسوار در کلاس سوم علوم تجربی درس میخواند. دوسال در زندان اوین با نام مریم ساجدی بود که دختری که با هم همدرسه بودند واو هم از مجاهدین بود خواهرم را  شناسایی کرده و به لاجوردی لو داد که با عث تیرباران خواهرم وکشتن مهین شیخ حسنی  و آزادی آن دختر شد.
جنازه خواهرم را به ما ندادند و او را در قبرهای دسته جمعی قطعه ۱۰۰کودکان بهشت زهرا در تهران به خاک سپردند به ما هیچ اطلاع دیگری داده نشد.
من از تنها یادگاری او که یک قلم است عکس میفرستم. خواهرم از طرفداران بسیار معتقد مسعود رجوی بود.



برادر من علی گالش مرادی دانش آموز سال دوم اتومکانیک دبیرستان صنعتی شهسوار بود.
وی متولد 4شهریور 1344 بود و در تاریخ 3شهریور 1360 تیرباران شد. علی از اولین اعدامیان شهسوار بود با ۳ مجاهد دیگر به نامهای شهرام، ایرج و مهرداد امینی اعدام شدند.


علی به مجاهدین کمک کرده بود و عضو مجاهدین خلق نبود جنازه علی را به ما تحویل دادند عکسهای او را با تنها یادگاری او که پلیور او میباشد را برای شما میفرستم.


ما از یک روستای شمال به نام ولاب هستیم که اکنون نام سلیم آباد را دارد.

مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

   شهادت میرزا کوچک‌خان؛ سردار جنگل

   شهادت میرزا کوچک‌خان؛ سردار جنگل




میرزا  کوچک خان در دوران جوانی 

میرزا یونس معروف به میرزاکوچک خان، فرزند میرزا بزرگ در سال ۱۲۵۷خورشیدی، در محله استادسرا در شهر رشت چشم به جهان گشود. کوچک خان در سالهای آغازین زندگی به آموختن صرف و نحو و تحصیلات دینی پرداخت و به سلک روحانیان درآمد؛ اما رخدادها و شور آزادیخواهی در ایران و کشورهای همسایه، مسیر افکار میرزا را تغییر داد. بنا‌ به گفته اطرافیان، کوچک خان مردی قوی بنیه

و دارای سیمایی متبسم بود و از نظر اجتماعی فروتن، خوش برخورد، مؤمن به اصول اخلاقی، صریح اللهجه، طرفدار عدل و آزادی و حامی مظلومان بود.
میرزا کوچک خان در صفوف مجاهدان مشروطه
میرزا کوچک خان در جوانی از مجاهدان مشروطه و عضوی از کمیته ستارخان بود که در فتح تهران و فرماندهی دسته‌های مجاهدان برای جنگ با قوای استبداد شرکت داشت. در همان دوران بود که نیروهای روسی، که سر دشمنی با انقلاب مشروطه ایران داشتند، مدتی میرزا را از رشت تبعید کردند. در سال ۱۲۹۳کوچک خان که تازه از تبعید آزاد شده و به رشت آمده بود، برای جلوگیری از محو دستاوردهای انقلاب مشروطه، سلاح به دست گرفت و راهی جنگل‌های گیلان شد تا آتش آزادی را، این بار از دل جنگل‌های گیلان شعله‌ور سازد.
میرزا کوچک‌ خان به‌شدت تحت تاثیر ظلم و ستمی قرار گرفت که نیروهای روس و استبداد حاکم، بر مردم گیلان اعمال می‌کردند. او مصمم شد تا به کمک دوستان مشروطه‌خواه خود، دوباره دست به قیام بزند. اما این بار علاوه بر مطالبه آرمانهای  آزادیخواهانه مشروطه که آن را برباد رفته می‌دید، در پی نجات ایران از اشغال نیروهای نظامی نیز بود. افکار میرزا کوچک‌ خان توانست در دل اقشار و طبقات گوناکون مردم گیلان نفوذ کند.
قیام جنگل به رهبری میرزا کوچک خان-دوره اول
تاریخ نگاران عمدتاً قیام جنگل را به دو دوره تقسیم می‌کنند؛ دوره اول به مدت دو سال و به مرکزیت فرماندهی در کسما است. این دوره با تسخیر رشت آغاز شده و به مدت 4سال به‌صورت یک حکومت جمهوری مستقل، در کل ایالت گیلان بوده است.

این دوره زمانی است که بعد از پیروزی انقلاب کبیر شوروی، نیروهای روس از ایران خارج شدند؛ در این خروج قوای جنگل راه را برای آنها باز کردند. اما وضعیت آخرین دسته روس‌ها، یعنی قوای ژنرال «بیچراخوف» که دارای افکار تزاری بود، متفاوت بود. او با انگلیسی‌ها به فرماندهی ژنرال «دنسترویل» متحد شده بود که به قفقاز رفته و در آنجا با بلشویک‌ها بجنگند. قوای روس و انگلیس از میرزا خواستند که تعدادی پاسگاه در اختیار آنها قرار بدهد؛ میرزا کوچک خان این درخواست را رد کرد. از اینرو کنار پل منجیل جنگ سختی در می‌گیرد که به شکست نیروهای جنگل می‌انجامد.
با شکست نیروهای جنگل، رشت به دست نیروهای انگلیسی می‌افتد. البته بعد از آن جنگلی‌ها رشت را آزاد می‌کنند، اما دوباره انگلیسی‌ها رشت را تصرف کرده و نهایتاً دو طرف به صلح می‌رسند. بعد از آن دولت مرکزی 20هزار قزاق را برای سرکوب جنگل به گیلان فرستاد. در این کشاکشها و فشارهای دولت مرکزی و انگلیس حاج احمد کسمایی تاجر بازار و از سران جنگل، تاب تحمل این فشارها را نیاورده، خائنانه و زبونانه تسلیم می‌شود. از طرف دیگر میرزا نیز که نمی‌خواست با هموطنانش بجنگد، به شرق گیلان عقب‌نشینی می‌کند. در این راهپیمایی طولانی، عده‌یی از مجاهدین جنگلها از پای درآمدند. در این میان، عناصر سست عنصر نیز یا خود را به دشمن تسلیم کرده، یا از اردوی کوچک خان فرار کردند.

پس از مدتی میرزا کوچک خان به فومنات- یعنی همان پایگاه اولیه‌اش- برمی گردد. این پایان دوره اول قیام جنگل است.
قیام جنگل به رهبری میرزا کوچک خان-دوره دوم
دوره دوم جنبش جنگل از ۱۲۹۸آغاز شد. با این‌که در پایان دوره اول، جنبش جنگل ضربات سختی خورد بود، اما از آنجا که میرزا کوچک خان ایستادگی کرد، جنبش جنگل به بقای خود ادامه داد. رفته‌رفته مجاهدین جنگل یکدیگر را یافته و دیگربار نیرو گرفتند.
کمی بعد از آغاز دوره دوم، رخدادی دیگر نیز پیش آمد. روز ۲۸اردیبهشت ۱۲۹۹نیروهای ارتش سرخ شوروی به بندر انزلی وارد شدند. چندی بعد، یعنی روز ۱۴خرداد میرزا کوچک‌ خان در رأس مجاهدان جنگل که سراسر گیلان را آزاد کرده بودند، وارد رشت شد. سپس میرزا به انزلی رفته با نماینده شوروی در انزلی ملاقات کرد. آنگاه میرزا به دعوت مردم و در میان استقبال شورانگیز آنان، با صدور اعلامیه‌یی، حکومت جمهوری را در گیلان اعلام نمود.
در رشت عده‌یی برخلاف توصیه‌های میرزا، خودسرانه متعرض  مردم می‌شدند؛ از اینرو روز جمعه ۱۸تیر ۱۲۹۹میرزاکوچک‌ خان به‌عنوان اعتراض از رشت به صومعه‌سرا رفت. در خلأ نبودن میرزا، طرفداران شوروی بر ضد کوچک خان کودتا کرده، دولت جدیدی را معرفی کردند که به‌دلیل عدم استقبال مردم به بن‌بست کشیده شد. کودتاگران بناچار مجبور شدند دولت جدیدی به رهبری میرزا کوچک خان تشکیل دهند؛ اما این دولت نیز دوامی نیاورد و با قتل حیدرخان عمو اوغلی، از هم پاشید. اختلافات درونی چه در دوره اول و چه در دوره دوم قیام  جنگل، ازعوامل مهم تضعیف این نهضت محسوب می‌شود.

کودتای سوم اسفند 1299و اوج‌گیری نبرد نیروهای استبداد با مجاهدان جنگل به رهبری میرزا کوچک خان
بعد از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹و قدرت گرفتن رضاخان، استبداد حاکم در تهران شایعه کرد که دولت میرزا کوچک خان در گیلان، دست‌نشانده و عامل شوروی است و قصد دارد تسلط نظامی و ایدئولوژیک خود را بر کل ایران حاکم کند. سپس به فرمان احمدشاه قاجار رضاخان برای سرکوب جنبش جنگل وارد رشت شد. در این دوران سخت نیز عده‌یی به میرزا خیانت کرده و از اردوی او فرار کردند. نیروهای قزاق طی شبیخونهای متعدد نیروهای جنگل را وادار به عقب‌نشینی کردند. در نهایت طی این نبردها، میرزا کوچک خان همراه با یار وفادارش «گائوک آلمانی» که خود را هوشنگ نامیده بود، به سمت خلخال و کوه‌های طالش حرکت کرد؛ هدف این بود که در آنجا بار دیگر تجدید قوا کرده، آماده نبردهای بعدی با نیروهای استبداد شوند. اما در میانه راه، گرفتار بوران و توفان شده و روز ۱۱آذر سال ۱۳۰۰در میانه برفها جان سپرده، به‌شهادت رسیدند.

وحشیگری نیروها و مزدوران استبداد در برابر پیکر میرزا کوچک خان
محمدخان سالار شجاع، برادر امیر طالش، که از بدخواهان میرزا بود، دستور داد فردی به نام رضا اشکستانی سر یخ زده میرزا را از بدنش جدا کند. سپس سر کوچک خان را نزد برادرش در ماسال فرستاد و در نهایت در رشت تسلیم نیروهای دولتی کردند. آنها نیز سر میرزا کوچک خان را در مجاورت سربازخانه رشت، تا مدتها در برابر دیدگان مردم قرار دادند. سپس خالو قربان که از خائنین و عناصر سست عنصر صفوف میرزا، که از مزدوران رضا خان شده بود، سر کوچک‌ خان را به تهران برد و تسلیم رضاخان کرد.
به دستور رضاخان سر میرزا را در گورستان حسن آباد دفن کردند. اما کمی بعد، یکی از یاران قدیمی میرزا کوچک خان به‌نام «کاس آقا حسام»، مخفیانه سر میرزا را از گورکن تحویل گرفت و به رشت برد. آنگاه سر را در محلّی موسوم به سلیمان داراب بخاک سپردند.
در شهریور ۱۳۲۰و هنگام برکناری رضاخان، آزادیخواهان گیلان قصد داشتند جسد بدون سر میرزا را با تشریفاتی شایسته، از خانقاه طالش به رشت حمل کنند؛ ولی مأموران جلوگیری کردند. در نتیجه جسد را به‌طور عادی به رشت حمل کرده و در کنار سر میرزا دفن کردند.

آخرین نامه میرزا کوچک خان
میرزا کوچک خان در آخرین نامه‌اش در تاریخ 5آبان سال 1300نوشت:
 «... با رویه‌ای که دشمنانمان در پیش گرفته‌اند شاید بتوانند به‌طور موقت یا دائم توفیق حاصل کنند؛ ولی اتکای من و همراهانم به خداوند دادگری است که در بسیاری از مهالک حفظم نموده است... امروز دشمنانمان ما را دزد و غارتگر خطاب می‌کنند و حال آن که هیچ قدمی جز در راه آسایش و حفاظت مال و ناموس مردم بر نداشته‌ایم. ما این اتهامات را می‌شنویم و حکمیت را به خداوند قادر و حاکم علی‌الاطلاق واگذار می‌کنیم...» 


  جمهوری جنگل – میرزا کوچک خان

    جمهوری جنگل – میرزا کوچک خان



مقدمه:جنگ‌جهانی‌اول، دخالت قدرتهای استعماری در ایران و ضعف شدید حکومت مرکزی ایران، فضای سیاسی - اجتماعی آماده‌ای را برای شکل‌گیری و رشد جنبش‌های مردمی را در ایران به‌وجود آورد.
در چنین شرایطی، جنبش جنگل در شهریور 1293 خورشیدی شکل گرفت و در مدتی کوتاه نه تنها در گیلان، که در اکثر نقاط ایران با استقبال مردم روبه‌رو شد. نه تنها در آن مقطع تاریخی بلکه جنبش جنگل دهه‌ها بعد تا امروز نیز منشأء اثر و انگیزش برای آزادیخواهان ایرانی می‌باشد.

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – تاریخچه
میرزا کوچک خان از نسل انقلابیون پیشتاز در جنبش مشروطه بود او هنگام فتح تهران توسط مشروطه طلبان در سال1288 با مجاهدین گیلان همراه بود. 6سال بعد در سال 1294 در شرایطی که کوره آن انقلاب بزرگ به خاموشی گراییده و دستاوردهای آن به‌دست میوه‌چینان افتاده بود پرچم مقاومتی مسلحانه را در جنگلهای گیلان برای مقابله با استیلای مجدد استبداد و استعمار و در مسیر برقراری استقلال و آزادی ایران برافراشت. 2سال از آغاز نهضت جنگل گذشته بود که دیکتاتوری تزاری روسیه با انقلاب سوسیالیستی 1917 سرنگون شد. تا قبل از آن روسیه تزاری با دخالتهای استعماری و حمایت کامل خود از نیروهای مستبد در ایران مانع پیشروی جنبش آزادیخواهی بود. اما پس از انقلاب 1917 نیروهای متجاوز روسیه تزاری بر اساس تصمیم دولت شوروی از ایران خارج شدند. فشار قوای استعماری و سرکوبگر تزاری از جنبش جنگل برداشته شد. مجاهدین جنگل به رهبری میرزا کوچک خان در سال1299 شمسی سراسر گیلان از جمله شهر رشت را آزاد کردند.
جمهوری جنگل – میرزا کوچک خان – سابقه شخصی
یونس معروف به میرزاکوچک، فرزند میرزا بزرگ، در یک خانواده متوسط در محله اوستا‌سرای رشت به‌دنیا آمد. ابتدا در رشت و سپس در تهران به تحصیل علوم دینی پرداخت. اما روح بلند و سرکش میرزا در شرایطی که شور آزادیخواهی و آتش مشروطه شعله‌ور بود، او را راهی جاده‌های جهاد و نبرد آزادی کرد.
25ساله بود که شیفته ستارخان شد. به‌دنبال آن، لباس مجاهدت پوشید و به عضویت کمیته سردار درآمد. او که همراه با مجاهدان گیلان در فتح قزوین شرکت داشت، در جریان فتح تهران نیز در کنار ستارخان بود. پس از ظهور دوباره استبداد، با بسیاری از سران به‌اصطلاح ملی، در تهران تماس گرفت و تلاش کرد آنها را به مبارزه با استبداد برانگیزد. اما با مشاهده سازش‌کاری مدعیان، ناامید شد و برای تشکیل جنبشی مستقل، راهی زادگاهش گیلان گردید به همراه چند تن از مبارزان، جنبش جنگل را در جنگلهای فومن گیلان آغاز کرد.

جمهوری جنگل – میرزا کوچک خان – ویژگیهای میرزا
گفته می‌شود میرزا کوچک خان، مردی خوش هیکل، قوی بنیه، زاغ چشم و دارای سیمایی متبسم و بازوانی ورزیده بود. از نظر اجتماعی مردی با ادب، متواضع، خوش برخورد، مؤمن به اصول اخلاقی، آدمی صریح اللهجه و طرفدار عدل و آزادی، حامی مظلومان و اهل ورزش بود و از مصرف دخانیات خودداری می‌کرد.
جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – شعار و خط مشی سیاسی
شعار مجاهدین جنگل اخراج نیروهای بیگانه، برقراری امنیت و رفع بی‌عدالتی و مبارزه با خودکامگی و استبداد بود. روزنامه جنگل در شماره 28سال اول خود خط مشی سیاسی خود را چنین بیان کرده است: «ما قبل از هر چیز طرفدار استقلال مملکت ایرانیم استقلالی به تمام معنای کلمه، یعنی بدون اندک مداخله هیچ دولت اجنبی اصلاحات اساسی مملکت و رفع فساد تشکیلات دولتی که هر چه بر سر ایران آمده از فساد تشکیلات دولتی‌ست».

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان - مرام‌نامه جنگل
مرام‌نامه جنگل، یکی از یادگارهای ارزشمند دوران جنگل و جمهوری گیلان به رهبری میرزا کوچک‌خان می‌باشد. این مرامنامه عمق ترقیخواهی و پیشتازی افکار و اندیشه‌های میرزا و آزادیخواهان و همرزمانش در جنبش جنگل را نشان می‌دهد. نبرد برای آزادی که تا همین امروز ادامه دارد.
اندیشه تساوی حقوق زن و مرد، طرح آزادی دین و عقیده، و آزادی اجتماعات، در آن دوران، بیانگر سطح دانش و شعور آزادیخواهانه مردم ایران است. «مرام‌نامه جنگل» کارنامه درخشان نسلی است که تا پای جان برای احقاق حقوقش ایستاد و تن به استبداد و بیداد حاکم نداد. در آن شرایط که نظام سرکوبگر با پشتوانه آخوندهای درباری هر صدایی‌ را در نطفه خفه می‌کرد، صحبت از آموزش رایگان و حقوق کارگران و جدایی روحانیت از امور سیاسی، خنجری بود به قلب استبداد و مشعلی که راه را برای همه رهروان آزادی به‌خوبی روشن کرد.

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – رضا خان
جنبش جنگل، زیر فشار قوای دولتی و نیروهای قزاق که تحت تسلط نیروهای انگلیس درآمده بودند قرار گرفت. سرانجام وقتی در کودتای سوم اسفند 1299 سید ضیاءالدین به نخست‌وزیری رسید شرایط سرکوب جنبش جنگل برای دولت دست‌نشانده فراهم شد. عامل اجرای آن کودتا یعنی رضاخان میرپنج که یکی از افسران قزاق بود، مأمور خاموش کردن آتش جنبش جنگل شد.
جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – انگلستان و دولت سر‌سپرده
پس از انقلاب اکتبر روسیه که باعث خروج روسیه از دور رقابت استعماری در ایران و یکه‌تازی بریتانیا در این حوزه شد، جنبش جنگل، مانع اصلی تحقق گسترش سلطه استعماری این امپراتوری بود. به همین دلیل، قوای انگلیسی، دست به حمله‌های گسترده‌یی علیه مواضع جنگل زدند. ولی تهاجم قوای عثمانی به غرب ایران و خطر اتحاد عثمانی‌ها با نیروی مستقر در جنگل، موجب گشت که بریتانیایی‌ها، با جنبش جنگل در تاریخ 22مرداد 1297 (13آگوست 1918) قرارداد متارکه جنگ امضا کنند. که البته این قرارداد، با شکست آلمان و عثمانی در جنگ اول جهانی، از اعتبار افتاد.
با روی کارآمدن دولت وثوق‌الدوله، نخست‌وزیر سرسپرده بریتانیا، طرح حمله به پایگاههای مجاهدین جنگل و از میان بردن آنها در دستور کار قرار گرفت.

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – تضعیف جنبش و سرکوب آن
در اثر تلاشهای وثوق‌الدوله برای ایجاد دودسته‌گی در میان جنگلی‌ها، مجاهدین کسما و فرمانده آنها حاج‌احمد کسمایی، به نیروهای دولتی پیوستند. پس از آن، در روز سیزدهم فروردین 1298، بیست‌هزار قزاق ایرانی با پشتیبانی هواپیماهای انگلیسی به پایگاههای مجاهدین جنگل حمله بردند. این حمله‌ها ماه‌ها به‌طول انجامید. این حملات دراز مدت، نیروهای مجاهدین را در فقدان آذوقه و کمبود تسلیحات قرار داد.
در مرداد ماه 1298 و در آستانه بستن قرارداد 1919 بین دولت وثوق‌الدوله و بریتانیا، فرماندهی نیروهای قزاق، در فومنات و شفت و دیگر حوزه‌های استقراری جنگلی‌ها حکومت نظامی اعلام نمود و برای ایجاد رعب و وحشت، در اعلامیه‌ای اخطار نمود که: «هر خانه‌ای که در آن جنگلی‌ها منزل کنند، سوزانده می‌شود و صاحبش تنبیه خواهد شد. افرادی که برای جنگلی‌ها آذوقه تهیه کنند و یا کمکی به آنها نمایند، فوراً اعدام و دارایی‌شان ضبط خواهد شد».

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – خیانتها و مقاومتها
پس از بسته شدن قرارداد 1919، هجوم نیروهای دولتی شدت بیشتری گرفت و در نتیجه، موج تسلیم‌شدنها و امان‌نامه گرفتن‌ها افزایش یافت. تنها میرزا و تنی چند از یارانش هم‌چنان مقاومت می‌کردند.

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – ورود شوروی به خاک ایران
ارتش سرخ برای دستگیری دنیکین، که علیه حکومت نوپای کمونیستی شوروی می‌جنگید، وارد بندر انزلی شد. در ابتدای ورود قوای ارتش سرخ به انزلی، در روز 28اردیبهشت 1299، راسکول‌نیکف فرمانده ناوگان شوروی در دریای کاسپین، میرزا کوچک را برای مذاکره به انزلی دعوت کرد. روز اول مذاکره به‌جایی نرسید. زیرا اعضای حزب عدالت باکو که در مذاکره حضور داشتند، وظیفه اصلی و اولیه جنبش را تبلیغات کمونیسم، مصادره اموال و لغو مالکیت بر زمین و مبارزه با مذهب می‌دانستند. در حالی که میرزا می‌گفت: «که مردم ایران نسبت به مذهب دلبستگی دارند و وضعیت مذهب در ایران با سایر جاها فرق می‌کند».
در روز دوم مذاکرات، در مورد عدم اجرای کمونیسم از حیث مصادره اموال و الغای مالکیت و ممنوع بودن تبلیغات کمونیسم، تأسیس حکومت جمهوری انقلابی موقت، سپردن مقدرات انقلاب به دست آن و عدم دخالت شوروی‌ها و عدم ورود نیروی نظامی جدید از شوروی، مگر به تصویب حکومت انقلابی ایران توافق حاصل شد و این توافق به اطلاع مقامهای دولتی و حزبی مسکو نیز رسید.

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – اعلام جمهوری
پس از این اتفاق، فرماندار گیلان به نماینده‌گی از طرف مردم رشت، میرزا را برای به‌دست گرفتن زمام امور گیلان به رشت دعوت کردند.
روز ورود میرزا به جنگل یعنی چهاردهم خرداد، جمعیت انبوهی از آتشگاه (5 کیلومتری رشت) تا شهر رشت در دو طرف جاده صف کشیدند و مقدم مجاهدین جنگل را با فریادهای شورانگیز گرامی داشتند. میرزا پس از شش سال دوری از رشت، دوباره به این شهر بازگشت.
در رشت، کمیته‌یی مرکب از اعضای ایرانی و روسی تشکیل شد. روز بعد، هیأت دولت انقلابی به سرپرستی میرزا کوچک به مردم گیلان معرفی شد.
روز شانزدهم خرداد1299 شمسی، سران جنبش جنگل در اعلامیه‌ای با تأکید بر این‌که «قوه ملی جنگل به استظهار کمک و مساعدت عموم نوع‌پروران دنیا و استعانت از اصول حقه سوسیالیم، داخل در مرحله انقلاب سرخ شده و خود را به نام جمعیت سرخ ایران معرفی می‌نماید».، الغای اصول سلطنت و اعلام جمهوری و حفظ جان و مال عموم اهالی گیلکان و لغو تمام قراردادهای دولت مرکزی با بیگانه‌گان، اعتقاد به تساوی حقوق همه افراد بشر و حفظ شعائر اسلام را اعلام نمودند. روز هجدهم خرداد، «جمعیت انقلاب سرخ ایران» در تلگرامی به سفارت‌خانه‌های دولتهای خارجی در تهران، انحلال سلطنت و تشکیل جمهوری شورایی در گیلان را اعلام کردند.

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – نقض توافق
یک ماه پس از ورود ارتش سرخ به انزلی، حزب کمونیست ایران توسط اعضای اعزامی حزب عدالت باکو تشکیل شد. حزب کمونیست ایران، برخلاف توافق سران نیروهای اعزامی شوروی و سران جمهوری گیلان، تبلیغات کمونیستی و مخالف با مذهب را آغاز کردند. میرزا دو نماینده نزد نریمانوف، رئیس شورای جمهوری قفقاز فرستاد و از او خواست که از این اقدامات چپ روانه که حاصلی جز دور کرد مردم از جنبش ندارد، جلوگیری کند. نریمانوف از سران حزب کمونیست خواست که از این‌گونه اقدامات دست بردارند، اما آنها نپذیرفتند.
میرزاکوچک برای اعتراض به اقدامات تفرقه‌انگیز حزب کمونیست، دو تن از نزدیکان خود را با نامه‌یی برای لنین، به مسکو فرستاد. آنها با معاون وزیرخارجه شوروی، دیدار کردند. وی در این دیدار در بین سخنان خود تأکید کرد که به هیچ‌وجه نمی‌توان از تبلیغ مرام کمونیسم جلوگیری نمود.
فرستاده‌گان جمهوری گیلان، موفق به دیدار با لنین نشدند. میرزا برای جلوگیری از فاجعه‌ای که عملکرد حزب کمونیست پیش آورده بود، تلگرامی به لنین فرستاد، اما جمهوری آذربایجان آن را توقیف کرد.
چند روز پیش از کودتا، به‌درخواست حزب عدالت باکو، سه‌تن از سران قوای شوروی در گیلان که پشتیبان سیاستهای میرزا بودند، از ایران فراخوانده شدند. به‌دنبال آن، چند نفر دیگر از شوروی به گیلان آمدند تا سیاست جدید شوروی را پیاده کنند. سیاستهای جدید شوروی، به‌دلیل تحولات بین‌المللی بود که برخورد مسالمت‌آمیز در برابر انگلیس و فرانسه را می‌طلبید و در این شرایط، جمهوری گیلان به نظر لنین زائد و موجب دردسر بود.

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – جنبش قربانی می‌شود
با پایان گرفتن جنگ جهانی اول، آثار زیان‌بار اقتصادی جنگ بر مردم انگلیس باعث شده بود که ادامه حمایت انگلیس از ضدانقلابیون شوروی برای مردم و روشن‌فکران انگلیس غیرقابل‌تحمل شود. شوروی نیز در اثر زیانهای اقتصادی ناشی از جنگ اول جهانی و جنگهای داخلی، در وضع اقتصادی بسیار بدی به‌سر می‌برد. در صورت مصالحه با انگلیس، از سویی امکان می‌یافت که از کالاهای صنعتی آن کشور برای احیای صنعت از کار مانده خود استفاده کند و از سوی دیگر، می‌توانست نیروهای نظامی مخالف را که به‌طور دائم مرزهای جنوبی آن کشور را تهدید می‌کردند و بر منابع نفت باکو دست یافته بودند، از پیشروی بازدارد.
بر مبنای این ضرورت‌ها، مذاکرات بین شوروی و بریتانیا آغاز شد و پس از چندی قراردادهای اقتصادی و سیاسی تنظیم شدند. روابط شوروی با دولت مرکزی ایران نیز، بر اثر مصالحه با انگلیس روبه دوستی نهاد. در این بین جنبش جنگل قربانی شد.

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – شوروی
در ابتدا، حکومت شوروی، با شعارهای سوسیالیستی که می‌داد، از جمله عدالت و برابری، در بین تمام مبارزان جهان دارای اعتبار و علاقه بود و حمایت از مبارزان جهان را جزو اهداف خود می‌دانست. میرزا کوچک خان نیز با توجه به شعارهای اصیل سوسیالیسم با آنان همکاری کرد. متأسفانه با گذشت زمان، حکومت شوروی نیز وارد معادلات استعماری گشته و گذشته را فراموش کرد.
در نخستین روزهای پس از کودتای ضیاءالدین در دهم اسفند 1299 قراردادی بین ایران و شوروی بسته شد، که یکی از مواد آن، همکاری با رژیم ایران در خاموش کردن این جنبش و عدم حمایت شوروی از جنبش جنگل بود. سفیر شوروی در ایران در 5اردیبهشت 1300 این موضوع را در نامه‌یی به میرزا کوچک خان یادآوری کرد.

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – مقدمات کودتا
حدود سه هفته پیش از کودتای رشت، رئیس دیوان محاکمات انقلاب گیلان، به میرزا خبر داده بود که طبق اطلاعی که به دست آورده، قرار است در میتینگی که در روز نهم مرداد 1299 در سبزه‌میدان رشت برگزار می‌شود، وی را ترور کنند. میرزا در روز هجدهم تیر، به‌محض وصول دعوت‌نامه میتینگ، بعد از مشورت با سران جنگل، به فومن رفت و از ادامه همکاری با نیروهای شوروی سرباز زد.

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – کودتا بر علیه جنبش
مرداد ۱۲۹۹ طرفداران شوروی با حمایت قوای مسلح شوروی و مدیر بخش سیاسی و امنیت نظامی آن در رشت بر ضد میرزا کودتا کردند. همه طرفداران میرزا را هر که و هرجا بود دستگیر و بازداشت کردند. آنها دولت جدیدی اعلام کردند. اختلافات، بگیر و ببندها بالا گرفت و قوای جنگل تضعیف گردید.
قوای قزاق از فرصت استفاده کردند و طی شبیخونهای فراوانی، نیروهای جنگل را وادار به عقب‌نشینی نمودند و بعضی از سران تسلیم شدند. یا به‌شهادت رسیدند.

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – انزوای جنبش
با آن‌که از آغاز ورود میرزا و تشکیل جمهوری گیلان، تمام طبقات مردم با شادی آن‌را پذیرفتند و همه‌نوع همراهی و کمک به آن نمودند و با کمک همانها منجیل فتح شد و انگلیس‌ها عقب نشستند، ولی اجرای مکانیکی اصول کمونیسم در گیلان توسط دولت کودتا، موجب گشت که مردم از جنبش رویگردان شوند و انگلیسیها دوباره قدرت بگیرند و دولت مرکزی به فکر حمله دوباره به گیلان بیفتد. مردم به‌دلیل بیزاری از دولت کودتا، در هنگام حمله قوای مرکزی، نه تنها از کودتاچیان حمایت نکردند، بلکه به قوای دولت نیز یاری رساندند.
 
جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – شهادت میرزا
میرزا باتّفاق تنها یار وفادارش، گائوک آلمانی معروف به هوشنگ پس از مقاومتی دلیرانه، در حالی‌که برای سازماندهی و جمع‌آوری باقیمانده نیروهایشان بسوی خلخال می‌رفتند، در کوه‌های خلخال در میان راه به‌دلیل برف و بوران شدید به‌شهادت رسیدند.
خبر شهادت میرزا که دوستان را متأثر و دشمنان را شاد نمود، به سرعت همه جا پیچید و از جمله بگوش محمّدخان سالار شجاع برادر امیر مقتدر طالش که از بدخواهان میرزا بود، رسید. نامبرده با عده‌یی تفنگچی به خانقاه رفت و مانع دفن اجساد به‌وسیله اهالی شد. رضا استکانی خائن که زمانی در جنبش بود، سر از تن این مبارز وطن، استقلال و آزادی جدا و تحویل خان داد. نامبرده سر را ابتدا نزد برادرش امیر مقتدر به ماسال و سپس فاتحانه به رشت برد و تسلیم فرماندهان نظامی کرد.

جمهوری جنگل- میرزا کوچک خان – مزار میرزا
سر میرزا به دستور رضا خان در گورستان حسن آباد دفن کردند. بعد یکی از یاران قدیمی میرزا به‌نام کاس آقا حسام سر میرزا را محرمانه از گورکن تحویل گرفت و به رشت برد و در محلّی موسوم به سلیمان داراب بخاک سپرد. در شهریور ۱۳۲۰ و فرار رضاشاه آزادیخواهان گیلان قصد داشتند جسد میرزا (تن بی‌سر) را با تشریفات شایسته از خانقاه طالش به رشت حمل کنند ولی مأموران جلوگیری کردند. در نتیجه به جهت پیشگیری از برخورد، جسد میرزا را به‌طور عادی به رشت حمل و در جوار سر دفن کردند.
هر سال ۱۱ آذر مراسمی ساده در مزار او در سلیمان داراب رشت برگزار می‌شود.
 نتیجه:
امروز که بیش از یک قرن از آغاز جنبش جنگل می‌گذرد، می‌بینیم که اگر ‌چه آرمانهای جنبش آزادیخواهی در مقاومت ایران و مطالبات مردم ایران، بسیار فراتر و گسترده‌تر هست، اما در بطن خود همان جوهر آرمانهای میرزا و جنبش جنگل را دارد، حقیقتی که نشان می‌دهد شاه و شیخ تا چه حد با سد کردن راه آرمانهای مردم، به این خلق و این وطن خیانت کرده‌اند.


اسامی ۲۴ تن از شهیدان سرفراز خطه مجاهد پرور شمال ایران از منجیل ورودبار تا رامسر وچالوس تاگرگان ، ستارگان شب کوب وظلمت سوز قیام دی ماه ۱۴۰۴

 اسامی ۲۴ تن از شهیدان سرفراز خطه مجاهد پرور شمال ایران از منجیل ورودبار تا رامسر وچالوس تاگرگان ، ستارگان شب کوب وظلمت سوز قیام دی ماه ۱۴۰۴...