۱۳۹۶ مهر ۲۵, سه‌شنبه

مجاهد شهید ابراهیم صحراگرد یک قهرمان نمونه از رشت

مجاهد شهید ابراهیم صحراگرد یک قهرمان نمونه از رشت


مشخصات مجاهد شهید ابراهیم صحراگرد
محل تولد: رشت
شغل - 
تحصيل: -
سن: 25
محل شهادت: اصفهان
زمان شهادت: 1367

به یاد مجاهد شهید ابراهیم صحراگرد
مختصری از زندگینامه ابراهیم صحراگرد

از او پرسیدیم وقتی از زندان آزاد شدی چه‌کار خواهی کرد؟ گفت: «به سازمان خواهم پیوست تا بتوانم انتقام همه رنجها و شکنجه‌ها و خون شهیدان را بگیرم، زیرا که سازمان همه چیز من است».
در گزارشی از زندگینامه این مجاهد پاکباز آمده است:‌ «او از سن 14سالگی در تظاهرات انقلاب ضدسلطنتی حضور فعال داشت. پس از پیروزی قیام، به‌دنبال موضعگیری مجاهدین در قبال جنبش فلسطین، با سازمان آشنا شد و پس از آن همکاریش را با ستاد دانش‌آموزی در رشت شروع کرد. با تاُسیس میلیشیا، ابراهیم هم مسئولیتهای مختلفی را به عهده گرفت. او سعی می‌کرد مسئولیتهایش را به‌نحو شایسته‌یی انجام دهد. پخش اعلامیه و تراکت و نشریه مجاهد، روزانه به‌طور گسترده توسط او و یارانش صورت می‌گرفت. در همین دوران توسط پاسداران شناسایی و در حمله مزدوران به پایگاهشان دستگیر و روانه زندان گردید. پس از مدتی آزاد و مجدداً در آبان 60دستگیر شد و به زیر شکنجه‌های وحشیانه رژیم رفت. او با هوشیاری توانست بدون دادن ذره‌یی اطلاعات این دوره را نیز بگذراند و پس از 6ماه آزاد شود. ابراهیم پس از آزادی از زندان دوباره به‌فعالیتهایش ادامه داد. در 31شهریور 63در یکی از پراتیکهای سازمان به‌نام «هفته صلح» برای سومین بار دستگیر شد. دژخیمان با کینه‌یی که از او داشتند به‌صورت وحشیانه‌تری او را شکنجه کردند. در یک نوبت ابراهیم را از 9 صبح تا 9 صبح روز بعد با کابل زده بودند. به‌طوری که گوشتهای کف پایش ریخته و استخوانهای پایش بیرون زده بود. بعد از مدتی او را به زندان چالوس منتقل کردند و او چندین ماه را در سلولهای انفرادی به‌سر برد. او در دادگاه به 15سال زندان محکوم شد. 2سال از محکومیتش را در زندان سپاه رشت گذراند و سپس به زندان اصفهان تبعید شد».
خاطره ای ازمجاهد شهید ابراهیم
ابراهیم در زندان روحیه‌یی مقاوم و انقلابی داشت و با وجود تبلیغات گسترده رژیم علیه مقاومت، همواره بر سر مواضع سازمان پای فشرد. در گزارشی از او آمده است:‌ «وقتی خبر عزیمت برادر مسعود به جوار خاک میهن را در ملاقات به او دادیم. بدون درنگ گفت: «ضرورت این عزیمت را انقلاب ایجاب کرده است اگر لازم باشد برادر مسعود به هرکجای دیگر دنیا هم خواهد رفت». در مورد انقلاب ایدئولوژیک از او پرسیدیم، گفت: «مطمئن باشید تحول آن چنان عظیمی صورت گرفته که حتی روزنامه جمهوری اسلامی! هم به آن اعتراف کرده». از او پرسیدیم وقتی از زندان آزاد شدی چه‌کار خواهی کرد؟ گفت: «به سازمان خواهم پیوست تا بتوانم انتقام همه رنجها و شکنجه‌ها و خون شهیدان را بگیرم، زیرا که سازمان همه چیز من است».

مریم رجوی: از قتل‌عام 30هزار زندانی سیاسی نزدیک به ‌سه دهه می‌گذرد. اما این جنایت چیزی نیست که به‌ تاریخ پیوسته باشد. این جنایت مسأله همین امروز است. مسأله نقض فاجعه‌بار حقوق‌بشر در ایران است.

مجاهد شهید رئوف کیانی  شیرآن کوه مردی از رودسر

مجاهد شهید رئوف کیانی  شیرآن کوه مردی از رودسر

مشخصات مجاهد شهید رئوف کیانی
محل تولد: رودسر
تحصيل: دانشجو
سن: -
محل شهادت: اصفهان
زمان شهادت: 1360

متاسفانه از اين شهيد  قهرمان عکس، خاطرات و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را مي‌شناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.

مریم رجوی: به‌همه به پاخاستگان علیه رژیم ولایت فقیه درود می‌فرستیم. از همین جا به زندانیان سیاسی ایران سلام می‌کنیم، به‌ویژه زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت ، که در این روزها به‌اعتصاب‌غذا دست زده‌اند، درود به‌عزم و مقاومت‌ همه آن‌ها. 

مجاهد شهید سیدحسین نجاتی کتمجانی بازهم یک قهرمان از بندر انزلی 

مجاهد شهید سیدحسین نجاتی کتمجانی بازهم یک قهرمان از بندر انزلی 

مشخصات مجاهد شهید سیدحسین نجاتی کتمجانی
محل تولد: بندرانزلى
تحصيل: دیپلم
سن: 29
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1367

به یاد مجاهد شهید سیدحسین نجاتی کتمجانی
 سیدحسین نجاتی کتمجانی، در روز 12آبان سال 1338، در یک خانواده متوسط اهل بندرانزلی به‌دنیا آمد. تحصیلاتش را در رشته طبیعی تا دیپلم به پایان برد. پس از پایان تحصیلاتش، یکسره به فعالیتهای سیاسی و جنگ و گریزهای خیابانی آخرین ماههای حکومت شاه پرداخت. چند ماه از انقلاب گذشته بود که به مجاهدین پیوست و تمام زندگی و هم و غم خود را صرف آرمان والایش در سازمان مجاهدین خلق ایران کرد.
حسین از سال ۵۸به هواداران مجاهدین پیوست و بین اسفند 61تا فروردین 62در جریان حمله پاسداران او و همرزمانش در قرچک ورامین، دستگیر شدند. او را به زندان کمیته فردوسی منتقل کردند و از آنجا به اوین بردند. در بیدادگاه ضدشرعی رژیم آخوندها، او را به 10سال زندان محکوم کردند. حسین مدتی را در اوین گذراند و سالهای آخر اسارتش را در زندان گوهردشت به‌سر برد.

مریم رجوی: دادخواهی قتل‌عام‌شدگان یک مسأله ملی و یک بخش ضروری از کارزار بزرگ ملت ایران برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه است. این کارزار برای گسترش مقاومت و نبرد، برای به‌زیر کشیدن استبداد مذهبی و تحقق آزادی، دموکراسی و برابری است.

لنگرود شهر مجاهدان با گورهايي كه هرگز فراموش نخواهند شد

لنگرود شهر مجاهدان با گورهايي كه هرگز فراموش نخواهند شد

لنگرود از شهرهايي است كه بلافاصله بعد از انقلاب ضدسلطنتي به جنبش سراسري ضد حاكميت ارتجاع آخوندي پيوست. مجاهدان پيشتاز بسياري از اين شهر برخاستند و چه در شهر خود و چه با رفتن به شهرهاي ديگر پرچم مبارزه با ارتجاع را برافراشته نگه داشتند. 
پس از آغاز مبارزه مسلحانه به رژيم ددمنش خميني مجاهدين لنگرودي حماسه هاي بسياري در زندانها و درگيري ها خلق كردند و با خون بي دريغ خود بر نامشروع بودن رژيمي گواهي دادند كه با دزديدن انقلاب مردم ايران وحشيانه ترين ديكتاتوري ها را در تاريخ اين ميهن به راه انداختند. 
در اين نبرد سراسري كه همه شهرها و حتي روستاهاي كشور شركت داشتند مجاهديني در لنگرود بودند كه تا آخرين گلوله خود در برابر ارتجاع هار ايستادند. 
سنت پايداري براصول و وفاي عهد به هرقيمت را در لنگرود مجاهد قهرمان نادر صفري لنگرودي بنيان گذاشت. 


او كه دكتر در رشتة شيمي در انگلستان بود در سال54 در برابر توطئه خائنانه اپورتونيستي ايستاد و حتي در چنگال دژخيمان ساواك شاه و زير شديدترين شكنجه ها بر حقانيت ايدئولوژي مجاهدين پاي فشرد و بهاي استواري خود را با خون خود پرداخت. 
در مبارزه با ارتجاع نيز مجاهداني از لنگرود برخاستند كه در ادامه راه و مشي «نادر» بسا حماسه هاي تابناك آفريدند. از جمله آنها مي توان از خواهر مجاهد منير (مينو) ترابي نام برد. او يكي از زنان قهرماني است كه در شهريور ماه 1360 در درگيري با مزدوران تا آخرين گلوله خود جنگيد و به شهادت رسيد. اين خواهر مجاهد دبير دبيرستان و موقع شهادت باردار بود. خواهر مجاهد طيبه شيرازی يكي ديگر از مجاهداني است كه در مراسم شب عقد خود دستگير و اندك مدتي بعد تير باران شد. همچنين در 9ارديبهشت63 مردم لنگرود در يكي از ميدان هاي شهر خود شاهد صحنه اي تاريخي و از ياد نرفتني بودند. در اين روز سه مجاهد پاكباخته به نامهاي كاظم زينالي، علي شعباني و هرمز عزيزي در مقابل چشمان حيرت زده مردم به دار آويخته شدند تا بر شقاوت دژخيمان گواهي دهند و عزم استوار مجاهدين را براي ادامه نبرد تا سرنگوني رژيم اعلام كنند. 



پيكر مجاهد قهرمان كاظم زينالي كه در لنگرود معلم بود در روستاي محل تولدش به نام «حسنعلي ده» به خاك سپرده شده است.

چمخاله بندري در 6كيلومتري لنگرود است كه گفته مي شود مركز يكي از گورهاي جمعي است كه در سال67 در جريان قتل عام زندانيان سياسي به شهادت رسيده اند. 



اين شهر مبارز با جمعيتي حدود 140هزار يكي از شهرهايي است كه تعداد زيادي شهيد تقديم مردم ايران در مبارزه براي آزادي كرده است. يكي از علاقمنداني كه گزارش مشروحي از شهر خود تهيه و منتشر كرده است اسامي 140شهيد مجاهد و مبارز اين شهر را گردآوري كرده است. 



گورستان عمومي شهر (وادي)، با غسالخانه معروف به مشهدی اسماعيل باغ، مزار تعدادي از شهيدان مبارز و مجاهد را در خود جاي داده است. 



تعدادي از اين شهيدان طي سالهاي 60تا67 به شهادت رسيده اند و تعدادي ديگر  شهيداني هستند كه در جريان قتل عام سياه ارتجاع در سال67 سربه دار شدند. 


مثلا گفته مي شود كه  قطعة 13 اين گورستان يكي از مكانهايي است كه محل يك گور جمعي بوده است. بنابر گزارشهاي رسيده طي ساليان متمادي رژيم آخوندي مانع بازسازي و مرمت مزارها شده و سنگهاي آنها در معرض تخريب و نابودي قرار گرفته اند. 




در يك گزارش در اين باره آمده است: «خانواده ها در آن محيط كوچك و خفقان زاي شهرستان لنگرود، حق جمع شده و گريه و فغان را هم در كنار قبرها ندارند هر چند كه هر از گاهي مادر ، پدري پير يا همسر و فرزندي را مي بينيم كه در خلوت خويش برسر گوري مي گريند.»



با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

مجاهد شهید شهین سامی خفتانی شیرزنی قهرمان از بندرانزلی

مجاهد شهید شهین سامی خفتانی شیرزنی قهرمان از بندرانزلی

مشخصات مجاهد شهید شهین سامی خفتانی
محل تولد: بندر انزلى
تحصيل: دانش آموز
سن: 23
محل شهادت: رشت
زمان شهادت: 1368

عکس این شهیدگرانقدر به تازگی به دست ما رسیده است.

مریم رجوی: از قتل‌عام 30هزار زندانی سیاسی نزدیک به ‌سه دهه می‌گذرد. اما این جنایت چیزی نیست که به‌ تاریخ پیوسته باشد. این جنایت مسأله همین امروز است. مسأله نقض فاجعه‌بار حقوق‌بشر در ایران است.

مجاهد شهید مهرداد بگلری  قهرمانی دیگر ازرلاهیجان

مجاهد شهید مهرداد بگلری  قهرمانی دیگر ازرلاهیجان

مشخصات مجاهد شهید مهرداد (نوشین) بگلری
محل تولد: لاهیجان
تحصيل: فوق دیپلم
سن: 30
محل شهادت: لاهیجان
زمان شهادت: 1367
به یاد مجاهد شهید مهرداد بگلری (نوشین)

شکنجه‌گران می‌گفتند مهرداد آزاد نمی‌شود چون کله شق است.
زندگینامه مجاهد شهید مهرداد بگلری (نوشین) مهرداد بگلری (نوشین) در سال 1338درشهرلاهیجان در یک خانواده نسبتاً مرفه بدنیا آمد. پدرش اولین کارخانه کلوچه سازی کشور را در شهرلاهیجان ایجاد کرده بود.
مهرداد بعد از اخذ دیپلم درکارخانه پدر مشغول به‌کارشد و بعد از انقلاب نیزهم‌چنان به کاردرکارخانه مشغول بود. درشهرکسی نبود او را نشناسد. به‌دلیل ویژگی های مردمی او، همه او را دوست می‌داشتند.
عامل اصلی تمام معضلات جامعه را، درحاکمیت رژیم خمینی میدید و کینه عمیقی به رژیم داشت. او عضو تیم فوتبال شهر لاهیجان بود و فرد سیاسی نبود. فقط با بعضی افراد که سیاسی بودند، همکلاس بود.
یکی ا زهمکلاسی های مهرداد، بهمن افرازه بود. مهرداد یک دوستی عمومی با بهمن داشت. در سال 64به همین دلیل دستگیرشد. در بازجویی به اوگفتند تو به بهمن افرازه کمک کردی که مخفی شود. بهمن در پاسخ گفت: من او را می‌شناختم، چون هم کلاس من بود و پناه دادن به بهمن را رد کرد. در دادگاه پرونده ای هم ازاو ازقبل نداشتند درنتیجه یک سال به او حبس دادند.
خاطره‌ای از یک همبندی:
در زندان هیچ آثاری که اوازطبقه مرفه جامعه باشد ندیدم. هرچیزی را، نه این‌که با دیگران تقسیم می‌کرد بلکه به دوستان وزندانیان دیگر میداد. ازاین میزان رها شدن ازعلائق و سرمایه های دنیوی وگذشت او درشگفت بودم. وبطورجدی تحسین مرا بر می‌انگیخت.
خیلی ارزشهای گذشت وفداکاری دراو دیده می‌شد. روحیه جنگندگی با هر سختی که وجود داشت، دراوخیلی بارزبود. همیشه می‌دیدم که می‌خواهد بیشتر درخدمت دیگران باشد تا چیزی برای خود به‌دست آورد.
چند بار با او به ملاقات رفته بودم. همسراو می‌گفت که حکم تو تمام شده است چرا ترا آزاد نکردند مهرداد گفت بروید به دادستانی فشار بیاورید. با این‌که خانواده و یک فرزند داشت، اما روی عقاید خود مصمم بود. یک باراو را به‌دلیل استفاده ازتیغ اصلاح به بازجویی بردند.
به اوگفتند تیغ را از کجا آوردی ورود تیغ به زندان ممنوع است و کلی او را تحت فشار قرار دادند. فردا دوباره صورت خود را با تیغ اصلاح کرد گفت باید ظاهرما آراسته باشد که با پاسدارها فرق می‌کنیم و اگر هر روز بخواهند به این دلیل مرا بکشانند به بیرون باز هم این کار را خواهم کرد.
حکم زندان او 1سال بود، اما 2سال در زندان بود وآزادش نمی‌کردند. علت آزاد نکردن، هم پایداریش بود. شکنجه‌گران می‌گفتند مهرداد آزاد نمی‌شود چون کله شق است. سرانجام مهرداد را در سال 67به همراه 60مجاهد دیگر به زندان مرکزی سپاه رشت منتقل کردند. ملاقاتها قطع شدند و خانواده‌ها هیچ اطلاعی از وضعیت فرزندانشان نداشتند.
درآذر 67درگورستان آقا سید مرتضی لاهیجان، شبانه پیکر 80زندانی سیاسی را جمعی دفن کردند مهرداد با وفا با دیگردوستانش در قتل‌عام خونین 67سربدارشد.
نام‌ آنها را رژیم خمینی پنهان کرد، اما نام‌آورترین زنان و مردان تاریخ معاصر ایرانند .
مزارهایشان را مخفی کرده‌اند، اما حاضرترین و آشکارترین وجود رزمنده ملت ایرانند.

مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

مجاهد شهید بهروز کاظمی  قهرمانی از لاهیجان


مجاهد شهید بهروز کاظمی  قهرمانی از لاهیجان


مشخصات مجاهد شهید بهروز کاظمی
محل تولد: لاهیجان
شغل - 
تحصيل: -
سن: 26
محل شهادت: کرج
زمان شهادت: 1367

به یاد مجاهد سربدار بهروز کاظمی
بهروز کاظمی، مشعلی فروزان ازجوانان پاکباخته لاهیجان
بهروز در سال 1341در لاهیجان بدنیا آمد، سال سوم دبیرستان بود که در تظاهرات ضددیکتاتوری شاه شرکت کرد. مدت کوتاهی بعد ازسرنگونی شاه به همراه جمعی از دوستان خود به حمایت از مجاهدین پرداخت. بهروزدر انتخابات ریاست‌جمهوری سال 58به حمایت از فعالیت های انتخاباتی مسعود رجوی پرداخت.
به این جهت درسطح شهرلاهیجان، هوادار مجاهدین شناخته شده بود. او میلیشیایی بود که در همه جای شهر به فعالیت های افشاگرانه می‌پرداخت. بافروش نشریه مجاهدین، کتابفروشی وافشاگری در مورد چماقداری. درمرداد 60درحوالی مسجد چارپادشاه لاهیجان، موردحمله گشت کمیته قرار گرفت و دستگیرشد. وبه سپاه برده شد.دربیدادگاه بهروز به 6سال زندان محکوم شد.
در زندان همواره زانو چپ بهروز که لق شده بود خالی می‌کرد. وبه پشت پا می‌رفت که بسیار دردناک بود. یک بار پیگری کرده بود که چرا نمی‌برید دکترمعالجه کنید؟ رئیس زندان گفت ببین تو چه کارکردی که این کار را با توکردند! البته از شکنجه‌گرو دژخیم جوابی جزاین عجیب نیست. در زندان او بسیارمقاوم بود. مقاومت او عوامل رژیم را وادارکرد که بهروز و بیش از50نفر از دوستان بهروز را به اوین و سپس قزلحصار تبعید کنند.
او به همراه مجاهد شهید حسن غلامپور، محمد سمیع زاده، حجت اسدی، حمید رضا رمضانپور به قزلحصار تبعید شدند. رژیم فکر می‌کرد که دردنیای قبر و قفس و قیامت داود رحمانی درقزلحصار، بهروز و دوستانش کوتاه می‌آیند. اما او مقاوم‌تر واستوارتر ازقبل مسیری را که انتخاب کرده بود طی می‌نمود.بارها او را برای تنبیه و شکنجه به زیر هشت بردند. چند بار 24ساعت او را سرپانگه داشتند پاهایش به‌شدت ورم نمود. اما بهروز هم‌چنان مقاوم ماند. درد پای او شدیدترازقبل شده بود، اما سر اعتقادات خود استوار بود.
پس ازیک سال ونیم بهروز ازقزلحصار، به زندان لاهیجان برگشت. اومدت سه سال را درسلول مجرد به‌سر برد. دربهار 65بهروزرا به همراه دوستش، حسین حقانی به بهانه درمان پای آنها به زندان رشت منتقل کردند. سال 66حکم 6سال زندان بهروز تمام شد.اما اوهرگزآزاد نشد. شکنجه‌گران رژیم، هم هرگزپایش را عمل نکردند. او 7سال رنج ناشی از خرد شدن استخوان زانوی پا را روزانه بدوش می‌کشید.
بهروزهرگز ذره ای ازمواضع خود پایین نیامد. به همین دلیل مزدوران رژیم دردادستانی او را واجد آزاد شدن ندیدند. سرانجام بهروز به همراه 82تن زندانیان سیاسی لاهیجان در قتل‌عام سال 67سربدارشد. او درس آزادگی را انتخاب کرد. سال چهارم دبیرستان را رها کرد وبه آموزش بالاترین مدارانسانیت و مسؤلیت پذیری در جامعه دست زد.

مریم رجوی: مردم و مقاومت ایران برآنند که به‌ کار استبداد مذهبی پایان بدهند و آخوندها با همه جنایت‌هایشان از این سرنوشت نمی‌توانند فرار کنند.


اسامی ۲۴ تن از شهیدان سرفراز خطه مجاهد پرور شمال ایران از منجیل ورودبار تا رامسر وچالوس تاگرگان ، ستارگان شب کوب وظلمت سوز قیام دی ماه ۱۴۰۴

 اسامی ۲۴ تن از شهیدان سرفراز خطه مجاهد پرور شمال ایران از منجیل ورودبار تا رامسر وچالوس تاگرگان ، ستارگان شب کوب وظلمت سوز قیام دی ماه ۱۴۰۴...