۱۳۹۵ دی ۴, شنبه

بیاد قهرمان شهید احمد شوکتی که بحق نواده سردار جنگل بود

بیاد قهرمان  شهید احمد شوکتی که بحق نواده سردار جنگل بود




 مشخصات شهید احمد شوکتی
محل تولد: چالوس
 تحصيل: دانش آموز
سن: 21
محل شهادت: بابل
زمان شهادت: 1360
بیاد مجاهد شهید احمد شوکتی که بحق نواده سردار جنگل بود
در سالگرد شهادت سردار جنگل جادارد كه ازيكي ازنوادگان مجاهد ميرزاكوچك‌خان، مجاهد شهيد احمد شوكتي نيز، كه نسبتش از سوي مادربه سردار جنگل مي‌رسد، ياد كنيم.  مجاهد شهید احمد شوکتی در سال 1339 ‌در چالوس متولد شد. او میلیشیای محبوب و چهره آشنای منطقه خود بود. با روستاییان و زحمتکشان زندگی می‌کرد و شریک رنجهایشان بود. احمد در میان مردم به‌داشتن روحیه لطیف و مهربان و در عین حال جسور و بی‌باک معروف بود. این خصائل انقلابی را احمد از مادرش که نوه میرزا کوچک خان، سردارجنگل بود، آموخته بود. در دوران مبارزه سیاسی با خمینی، احمد به‌اتفاق چند تن از یارانش انجمن هواداران مجاهدین رادر چالوس تأسیس کرد و در افشای ارتجاع یک لحظه از پا ننشست. پس از آغاز مبارزه مسلحانه در تیرماه60، هنگامی‌که در حال یک مأموریت بود، دستگیر شد. اما هویتش برای مزدوران ناشناخته ماند. مدت سه ماه در زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها مقاومت کرد و سینه رازدارش را بر روی دشمنان خدا و خلق نگشود. عاقبت در مهرماه60 مورد شناسایی مزدوران قرار گرفت و در بیستم همان ماه به‌همراه دو مجاهد دیگر اعدام شد. او که نواده سردار جنگل بود، هم‌چون سردار و هم‌چون دیگر یاران مجاهدش تا آخرین لحظه حیات عشق به‌مردم و وفاداری به‌آرمانش را فراموش نکرد.
یاد وخاطره این شهیدان ره توشه راهمان باد.


وصيت نامه شورانگيز مجاهد صديق تقي صوفي سیاوش قهرمان املش خطه سردار جنگل


مجاهد خلق تقي صوفي سياوش 2c775وصيت نامه شورانگيز مجاهد صديق تقي صوفي :
بسم الله الرحمن الرحيم
لقد من الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلو عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب والحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين .
ربنا اننا سمعنا منادي ينادي للايمان ان آمنوا بربكم فآمنا ، ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و كفر عنا سيئاتنا و توفنا مع الابرار .
براستي خدا نعمتي گران داده است بر مؤمنان بدان هنگام كه برانگيخت در ميان آنان پيامبري از خودشان پي درپي آياتش را بر آنان ميخواند و پاك و برومندشان ميسازد و كتاب و حكمت آنانرا ميآموزد ، و گرچه از پيش در گمراهي آشكاري بودند .
پروردگارا بيگمان شنيديم ما ندا دهنده اي را كه براي ايمان ندا ميدهد كه به پروردگارتان ايمان بياوريد . پس ايمان آورديم . پروردگارا پس بپوشان براي ما گناهان ما را و محو كن از ما بديهايمان را و ما را با نيكان بميران .
بنام خدا
و بنام خلق قهرمان ايران
بنام رهبران عقيدتيم مسعود و مريم
من تقي صوفي سياوش متولد 1340 با آگاهي و اختيار و سلامت كامل و با ايمان به پروردگار تكامل بخش هستي و محمد (ص) ، پيام آور او و در حاليكه قلبم و وجودم از عشق به مسعود و مريم كه از عشق به خدا و خلق سرچشمه ميگيرد لبريز است و بعنوان يك رزمنده مجاهد خلق در صفوف ارتش آزاديبخش سلاح بدست گرفته ام كه سد ها را بشكنم و زنجيرها را بگسلم تا راه رهائي خلقم را بگشايم ، وصيتم را مينويسم .
در اين دنياي محنت زده و در زمان حاكميت سياه خميني دجال و خون آشام و در  حاليكه بسيار كسان فرصت طلبانه و با عوام فريبي چشم دوخته  و منتظرند تا چنگالهاي خود را در خون مردم ميهنم فرو كنند و بغارت و چپاول بپردازند ، ما سلاح بدست گرفتيم تا از شرف يك خلق دفاع كنيم و راه غارت و چپاول و دجاليت را در هر پوششي بر بنديم تا مردممان روي صلح و آزادي و آرامش را ببينند و آباداني را به سرزمين مان باز گردانيم و از زندگي خود گذشتيم تا زندگي را به ميهنمان باز گردانيم و چه كسي ميتواند درك كند كه در اين راه بر نسل مجاهد خلق چه گذشته، آيا تاريخ را ياراي قضاوت بر تمام كم و كيف آن هست؟ چه آنگاه كه رزمندگان مجاهد خلق با تمام توش و توان در حال كار و ساختن‌اند و چه هنگامي‌كه چون كوهي استوار در برابر دشمنان خدا و خلق صف مي‌كشند و چه آنگاه كه از ذره ذره وجودشان مايه ميگذارند تا يك جنگ تمام عيار را براي سرنگوني رژيم خميني و آزادي ميهن به پيش ببرند و چه آنگاه كه از طرف نامردترين افراد كه سابقه اي جز خيانت و وطن فروشي در چنته ندارند مورد شديدترين طعن و لعن و دسيسه قرار ميگيرند وصبور و بردبار و قاطع و با اراده اي پولادين را ه ميگشايند و به پيش ميروند و چه آنگاه كه با همه پاكباختگي و خلوص باز در تلاشي براي منزه كردن خود و فداي بيشترند، و من هرگاه به اين صفوف مي نگرم آينده درخشان و سرفراز مردمم و ميهنم را ميبينم كه بي شك آينده است عاري از ظلم و نابرابري،  مملو از آباداني و قرين با شادي  و نشاط براي مردمي كه سايه سياه شاه و خميني را از سر گذرانده ، آري در زمانيكه اين هيولاي خون آشام سايه سياه و شوم خود را بر روي ميهنم انداخته بسيار مدعيان سكوت كردند و بسياري به زير عباي او رفتند و با او آواي شوم سر دادند و خلق را قرباني او كردند تا پايمال شود . عنصر مجاهد خلق با ايماني خلل ناپذير و يقين به پيروزي و بهروزي خلق با اين جرثومه تباهي و فساد سمبل فقر و بدبختي و جنايت ، چنگ در چنگ شده و بر او تاخت ، پس خيمني دير نيست كه سرنوشت را عبرت تاريخ گردانيم چونكه ما به رنج  همه زحمتكشان و اندوه همه داغداران و به شكمهاي گرسنه همه گرسنگان و به همه لبخند هاي در لب مرده و به رنج و شكنج همه اسيرانمان و بخون هاي بنا حق ريخته شده همه شهدايمان با  عزمي جزم بهمراه مسعود قسم ياد كرده ايم كه خشت ،خشت جماران را بر سر تو آن رژيم سراپا فسادت در هم ريزيم تا بناي ايراني آباد و آزاد را بسازيم ، پس بچش آتش قهر خلق را كه هر روز بر پيكر فرسوده ات فرو ميبارد تا طومار پليد عمرت را درهم پيچد .
اما خطاب به خانواده ام ، هرچند در ايامي كه در كنارتان بودم بسياري گفتني ها را گفتم ، از صميم قلب ميگويم كه بسيار دوستتان ميدارم ، شما كه بسيار برايم زحمت كشيديد و من نتوانستم زحماتتان را پاسخ گويم ، ولي بايد دركم كنيد در زمانيكه هر روز در ميهنم بيشمار مردم در كام فقر ميميرند ، هزاران نفر در تنور جنگ ميسوزند ، هزاران نفر در اعتياد و بدبختي غوطه ميخورند و تباهي سراسر جامعه مان را فرا گرفته ، نميتوانستم در كنارتان بمانم و ساكت بنشينم و چشمم را بر همه اين مصيبت هاي سرچشمه گرفته از خميني ببندم ، در اين صورت ميبايست وجدانم را زير پا ميگذاشتم ، خودم را عاري از عاطفه و انسانيت ميكردم ، در آن  حالت ديگر حتي نميتوانستم برادري خوب براي شما باشم ، پس دركم كنيد و اگر ناراحتي از جانب من ديده ايد مرا ببخشيد و در نبودنم غمگين مباشيد و شاد باشيد و در شاديم شريك گرديد ، چون بي شك لحظه جان باختن و وفاي به عهدي كه با خدا و خلق بسته ام خوشحال ترين لحظه زندگي ام در اين دنيا خواهد بود . از اينكه توانسته ام به عهدم وفا كنم و به ديدار خدايم ميروم .
و اما مسعود با سلامي از اعماق وجود نميدانم چگون شكر نعمت الهي را بجا بياورم كه نعمتي گران چون تو را بما عطا فرمود ، تو كه در تاريك ترين شب اين ميهن مشعلي فرا راهمان گشتي و بمن و نسلمان راه رهائي را نشان دادي و بما راه زندگي واقعي را آموختي ، اشل هائي از فديه دادن را در نورديدي كه در آنسويش حد و مرزي نيست ، تو بما درس فدا آموختي ، تو بما درس وفا و انسانيت آموختي ، چون سپري در برابر انواع حملات آنهم از طرف رذل ترين نا كسان قرار گرفتي آما بردبار و ا ستوار ذره اي از حقوق يك خلق كوتاه نيامدي ، از دوست و دشمن از روبرو و از پشت خنجر خوردي اما خم به ابرو نياوردي تا بما درس  ايستادگي آموختي و سازماني را از عقبه ها و گردابهاي هولناك بسلامت عبور دادي تا تنها اميد يك خلق گشته و سازماني را كه بدينسان با خون دل پرورش داده بودي در كوره اي گدازان انداختي تا صفوفش را هرچه پاكتر و منزه تر و آبديده تر كني تا به بهترين وجه آينده درخشان يك خلق را نويد دهي ، سردارت را دادي و اشرفت را ، با هفتاد هزار برجوخه هاي اعدام و تيرباران بوسه زدي ، با هزاران اسير هر لحظه شكنجه ميشوي و چون رعد بر ستمگران ميخروشي ، خروشي كه در اين زمان از لوله سلاحهاي مجاهدين زبانه ميكشد ، آه خدايا چه بگويم و چگونه برشمارم ، فقط ميتوانم بگويم در برابر اين همه ارزشهائي كه از تو سرچشمه گرفته و بما تابيده به سهلترين حالت و با خيالي آسوده از خود ميگذرم تا اين ارزش هاي متعالي به جامعه مان راه يابد .
چون ايمان دارم كه تو اعاده كننده همه حقوق ملتم هستي ، تو فرياد همه فريادهاي در گلو مانده اي ، تو سمبلي از همه آرزوهاي بر حق يك ملتي، با توست كه آزادي و آباداني و نشاط در روابطي عادلانه به ميهنم باز ميگردد ، خون اين ناچيزترين هديه به خلق در زنجيرم گواهش باد ، كيست كه درك كند كه در اوج آگاهي خونمان را گواه كرده ام، با تك تك سلولهايم گواه ميدهم .
اما مسعود كم و كاستي بسيار داشتم و نتوانستم شكر نعمات الهي را آنطور كه سزاوار اوست بجا آورم ، تو از خدا برايم آمرزش بخواه ، از گناهانم در گذر و مرا قرين رحمتش گرداند .
انا للله و انا اليه راجعون
مرگ بر خميني
درود بر رجوي
پيش بسوي جامعه بي طبقه توحيدي
تقي صوفي سياوش
1366.7.24

مراسم تشييع و خاكسپاري مجاهد صديق تقي صوفي سياوش در برلين همراه با چند عکس


روز پنجشنبه 25 آذر 95 طي مراسم با شكوهي، پيكر مجاهد صديق خلق تقي صوفي سياوش، در قبرستان گاتو Gatow برلين، با حضور جمعي از مسئولان مجاهدين و همرزمان او، تعدادي از اعضاي شوراي ملي مقاومت، خانواده هاي شهداي مجاهد خلق، مسئولين انجمنهاي مختلف ايرانيان آلمان و همرزمان اشرف نشانش از شهرهاي مختلف آلمان تشييع و به خاك سپرده شد.
در اين مراسم با شكوه، از تقي صوفي سياوش، كه بدليل ارزشهاي والاي انقلابي و رزم بي امان 37 ساله در راه خدا و خلق، از مجبوبيت بالايي برخوردار بود، بعنوان يكي از فرزندان غيور سردار جنگل و خطه گيلان زمين تجليل بعمل آمد.
در پيشاپيش صفوف تشييع كنندگان، دو تن از همرزمان تقي با پرچم ايران و دو نفر از همزمانش با حمايل هايي از آرم سازمان مجاهدين، تصوير بزرگي از تقي صوفي را حمل مي كردند.
سپس پيكر تقي بر روي ارابه اي كه با دسته گل بسيار بزرگي تزيين شده بود توسط 6 تن از همرزمان او مشايعت مي گرديد و در پشت سر آن، ديگر ياران و همسنگرانش با در دست داشتن دسته هاي بزرگ گل و تصاوير مختلف تقي، پيكر او را همراهي مي كردند
صفوف فشرده و طولاني حاضران، با نظم و ترتيب خاص در صفوفي فشرده و بهم پيوسته با نداي ”الله اكبر، لااله الا الله” پيكر اين مجاهد صديق را تشييع نموده و در انتهاي مسير، ياران او پيكرش را بر روي دوش خود تا محل خاكسپاري حمل كردند و پس از اجراي مراسم مذهبي و اداي نماز، در ميان احساسات و عواطف حاضران، بخاك سپرده شد
berlin taghi soufi 13 dbe44berlin taghi soufi 14 37d42berlin taghi soufi 15 bdf00
Berlin mojahedin 2 cefdc
پس از خاكسپاري، مزار تقي با دسته هاي گل بزرگي از طرف، سازمان مجاهدين خلق ايران، رئيس جمهور برگزيده مقاومت خانم مريم رجوي، خانم زهرا مريخي، خانواده تقي صوفي، دفتر شوراي ملي مقاومت در برلين، خانواده عضدانلو، اتحاديه انجمنهاي ايرانيان در آلمان، جامعه ايرانيان در تبعيد ـ برلين، اتحاد زندانيان سياسي، شوراي ايرانيان هامبورگ، شوراي ايرانيان شهر كلن و تعداد زيادي از همرزمان و يارانش گلباران گرديد.Berlin mojahedin 1 817e7
Berlin mojahedin 4 88330
berlin taghi soufi 2 3cbacberlin taghi soufi 3 56feeberlin taghi soufi 19 694ecberlin taghi soufi 1 42fd2در اين مراسم، پيام خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت، توسط خانم معصومه بلورچي، نماينده شوراي ملي مقاومت ايران در آلمان قرائت گرديده و سپس يكي از يارانش، وصيتنامه شورانگيز اين مجاهد صديق را كه در سال 1366 نوشته بود قرائت نمود، تعدادي از ياران و همرزمان تقي صوفي نيز در ادامه برنامه به بيان خصايل و ويژگيها و ارزشهاي انقلابي برجسته او پرداختند
berlin taghi soufi 4 9ef96
 در پيام رئيس جمهور برگزيده مقاومت خانم مريم رجوي در آخرين وداع با مجاهد صديق و سرفراز تقي صوفي سياوش كه توسط خانم معصومه بلورچي نماينده شوراي ملي مقاومت ايران در آلمان قرائت گرديد چنين آمده است :
مجاهدین خلق ایران
خواهران و برادرانی که برای آخرین وداع با برادر عزیزم تقی صوفی سیاوش گردآمده‌اید
شما امروز پیکر مجاهدی را به‌خاک می‌سپارید که نمونه پرافتخاری از نسل وفا و ایمان است. مجاهدی که رستگار شد و به‌کاروان صدیقین و شهیدان پیوست.
سلام بر تقی صوفی و مقاومت‌اش در شکنجه‌گاه‌های خمینی، سلام بر او و رزم‌ جانانه‌اش در چلچراغ و فروغ جاویدان، و سلام بر این مجاهد صدیق و پایداری ستایش‌انگیزش در اشرف و لیبرتی و نبرد پرشکوه‌اش با بیماری و درد و رنج طولانی.
تقی صوفی هم‌چون دیگر مجاهدین صدیق در زمان حیات خود آن‌چه را که منتهای آرزوی‌شان بود،‌ یعنی آزادی مردم ایران را به‌چشم ندیدند اما راه و رسم یک انسان رها را با سلوک والای خود بنا گذاشتند و راه آرمانی آن پیروزی را هموار کردند. وقتی که اوضاع سخت و تیره و بغرنج بود و جز با فدای حداکثر قدم برداشتن ممکن نبود، آن‌ها به‌مقاومت و نبرد برخاستند. در سختی و آسانی و در شکست و پیروزی پیوسته شکر گذار بودند و توان و صلاحیت خود را برای گسترش مبارزه خود ارتقا دادند، در هر قدم در پی راه‌های تازه بودند و کارشان احیا کردن و راه گشودن بود. هر بار عهدهای خود را تجدید کردند و بر سوگندهای خود پای فشردند. به‌ جاه و مقام پشت کردند و به‌چیزی چشم نداشتند، پیوسته فدا و صداقت را پیشاروی خود داشتند و به‌پیروزی آرمان خود مؤمن و مطمئن بودند.
تقی صوفی مجاهدی از همین نسل است؛ از نسل انسان‌های آرمان‌گرا که زندگی‌شان در عقیده و فدا و در پایداری و تقوای رهایی بخش خلاصه می‌شود و وجودشان نشانه پیروزی محتوم این نسل است.
امروز در میان اشک‌های ما، خاک، جسم این مجاهد صدیق را در خود پنهان خواهد کرد؛ اما روح رزمنده او و قلب عاشق و مشتاق‌اش در صفوف مجاهدین هم‌چنان باقی خواهد ماند و ارزش‌هایی که با 38 سال مبارزه فداکارانه شعله‌ور کرد راه این مقاومت را نورافشانی می‌کند.
مطمئنم که جای او را یارانش و نیز جوانان اشرف نشان به‌خصوص در خطه شمال ایران پر خواهند کرد و فضیلت‌های او را تکثیر خواهند کرد.
پس در آخرین وداع خطاب به او می‌گوییم:
سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ
اُدْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ
آري امروز روز جاودانگى توست.
أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا
به‌ مجاهد صدیق و سرفراز تقی صوفی سیاوش هزاران درود!
berlin taghi soufi 10 d2648پيام اتحاديه جوامع ايراني در آلمان
در انتهاي مراسم، حاضران با خواندن دسته جمعي سرود مجاهد، با اين همرزم شان تجديد عهد نموده و بر عزم ديرين خود بر ازادي ميهن و مردم ايران از قيد ديكتانوري آخوندي و حراست از آرمانهاي انقلابي و توحيدي مجاهدين و رهبري شان، پاي فشردند.

به یاد قهرمان صدیق اشرفی تقی صوفی سیاوش فرزند دلیر مردم املش

به یاد مجاهد صدیق اشرفی تقی صوفی سیاوش فرزند دلیر مردم املش



مجاهد صدیق اشرفی تقی صوفی سیاوش، فرزند دلیر مردم املش متولد 1340، از رزم آوران قهرمان ارتش آزادیبخش ملی، با ۳۸سال سابقه مجاهدت در برابر ارتجاع و استبداد دینی، دوشنبه شب ۱۵آذر95 بر اثر ایست قلبی در شهر برلین در آلمان درگذشت. وی در مهرماه 1392 برای معالجه از لیبرتی به آلمان اعزام شده بود.
مجاهد خلق تقی صوفی از خرداد 1360 تا شهریور 1364 را در شکنجه‌گاهها و زندانهای رژیم پلید خمینی در رودسر و لاهیجان و رشت و قزلحصار و اوین به‌سر برد و به بیماریهای مختلف مبتلا گردید. او سالیان با یک کلیه زندگی می‌کرد و به‌طور هفتگی دیالیز می‌شد.


تقی پس از آزادی از زندان برای وصل مجدد به سازمان مجاهدین خلق ایران به پاکستان رفت و پس از انجام چندین مأموریت در داخل ایران به ارتش آزادیبخش ملی پیوست و در تمامی سلسله نبردهای آزادی‌بخش، از جمله عملیات بزرگ آفتاب و چلچراغ و فروغ جاویدان و مروارید شرکت داشت.
در دوران پایداری در اشرف نیز به‌رغم بیماریهای حادی که داشت، در برابر حملات و فشارهای ضدانسانی دلیرانه و پایداری کرد و در کارزارهای این دوران با فدا و خلوص و فروتنی، تحسین همرزمانش را بر می‌انگیخت.
سازمان مجاهدین خلق ایران فقدان مجاهد صدیق تقی صوفی سیاوش را به مردم گیلان و خانواده‌ و هم‌بندان و همرزمانش تسلیت می‌گوید.
سلام بر این مجاهد پایدار و صدیق اشرفی که با فداکاری و پاکبازی پا در راه مبارزه برای آزادی نهاد و سلاح مجاهدت و نبرد آزادیبخش برگرفت و تا پایان به عهدش وفا کرد و سرفراز و پرافتخار به یاران شهید و صدیقش پیوست.

شهید بهروز خاندوزی قهدمان شهید خلق از گرگان

مجاهد شهید بهروز خاندوزی


مشخصات مجاهد شهید بهروز خاندوزی
محل تولد: گرگان
شغل: طراح, نقاش (هنرمند)
سن: 25
محل شهادت: گرگان
زمان شهادت: 1360

قهرمان سرفراز خطه کوچک خان احمد امیری عاشق ترانه بخوان ای همسفر با منی که با خونش آنرا فریاد زد - یادداشتی از مجاهدخلق نعمت اولیائی


قهرمان سرفراز خطه کوچک خان  احمد امیری عاشق ترانه بخوان ای همسفر با منی که با خونش آنرا فریاد زد  


 یادداشتی از مجاهد خلق نعمت اولیائی


  احمد اميري:احمد  متولد نشتارود شهسوار درخرداد سال 60در متل قو دستگير و به زندان شهسوار منتقل شد  وقتي در اثرشكنجه      بيني او شكسته شد نزد حاكم ضد شرع شكايت برد مجددا توسط  حاكم ضد شرع آماج مشت لگد قرار گرفت شب اول زندان درخواست كرد كه در ورود درب  بند بخوابد علت را جويا شدم او گفت  بدنم قويست جوان ترهستم اجازه بدهيد در صورت  حمله مزدوران به  بند من سپر بلاي بقيه برادرانم قراربگيرم،احمد بعد از چند  هفته از زندان آزاد شد من هم به زندان متل قو منتقل شد م عصر يكي از روزهاي مرداد 60 ،مزدوران زندان آماده باش دادند و همه  را تهديد كردند كسي مجاز نيست از پنجره زندان به بيرون نگاه كند لحظاتي بعد متوجه شدم كه پنج نفر چشم بسته و يك نفرنيز توسط برانكارد به بند كنار منتقل شدند از روي رنگ زير پيراهني حدس زدم كه بايستي احمد باشد در حين شستن ظرف كنار تنها شير آب موجود درمحوطه كه مشرف برسلول زندانيان جديد بود متوجه شدم كه حدسم درست بود احمد آن شير دلاور بود ،احمد به اتفاق پنج مجاهد خلق ديگري در جنگلهاي متل قو دستگيرشده بودند كه بعد از يك ماه به زندان چالوس منتقل شدند و سپس توسط آخوند جنايتكاري به نام الله بداشتي به اعدام محكوم شدند ،خانواده احمد به دليل تنگدستي شديد تمايلي به فعاليت سياسي احمد نداشتند اما وقتي كه احمد براي بار دوم دستگير شد اينبار خانواده اش و بطور مشخص پدرش  نيز تلاش كرد آنچه كه مورد رضاي احمد ميباشد ،باشند پدرش ميدانست كه احمد به شدت به سرود ”بخوان اي هم سفر با من”علاقه دارد از آنجاييكه خودش سواد  نداشت نوار را به نزد همسايه ميبرد ازاو درخواست ميكند كه سرود را گوش  كرده و مكتوب نمايد سرود مكتوب شده را در لباسهايي كه براي احمد در ملاقات برده بود  جاسازي نمود اما در ملاقات جاسازي لو رفته و سرود به دست پاسداران مي افتد احمد به خاطر  همين سرود مجددا به زيرشكنجه رفت و سر انجام با خون خودو ديگر همسفرانش سرود آزادي خلقي را تدارك ديد.
بیشتر از شهسوار بخوانید

محسن دارش قهرمان شهید خلق فرمانده دلیر ملیشیا در شهسوار استان مازندران :وقتی من مقاومت میکنم وتسلیم نمیشوم ،يك قدم به آزادي خلقم نزديك تر ميشوم

شهريار (محمود)نامور:گُردِ گَردن فرازي كه به مهدي رضايي مازندران معروف بود،اسطوره مقاومت ووفای بعهد از شهسوار - از یادداشتهای نعمت اولیائی

غلام علی الياسي قهرمان شهید خلق اسطوره مقاومت وایمان ووفادار به خلق از یادداشتهای مجاهد خلق نعمت اولیائی

 درباره قهرمانان دیگربخوانید

شهرام تقوي قهرمانی از خطه خرم آباد تنکابن(شهسوار)

مشخصات مجاهد شهید مصطفی نیک کار

http://royaslimani93.blogspot.fr/2016/07/blog-post_5.html

قهرمان سرفراز خطه کوچک خان احمد امیری عاشق ترانه بخوان ای همسفر با منی که با خونش آنرا فریاد زد - یادداشتی از مجاهدخلق نعمت اولیائی

مجاهد سرفراز وقهرمان شهید خلق پرویز شاهپوری وخاطره ای از او نوشته مجاهد خلق نعمت اولیائی

مصطفي نيكار قهرمان شهيدخلق وسخنراني انتخاباي او در شهسوار متن سخنراني او كه كانديداي دوره اول مجلس شوراي ملي است را درزيرميخوانيد.

غلام علی الياسي قهرمان شهید خلق اسطوره مقاومت وایمان ووفادار به خلق از یادداشتهای مجاهد خلق نعمت اولیائی

  غلام علی الياسي قهرمان شهید خلق اسطوره مقاومت وایمان ووفادار به خلق 
از یادداشتهای  مجاهد خلق نعمت اولیائی

بیشتر بخوانید

غلامعلي الياسي فرمانده میلیشیا یار وفا دار خلق وشهید سرفرازاز روستای سنگرمال خرم آباد شهسوار


غلام در سال 60درعرب شهسوار دستگير و به زير شكنجه رفت ،شدت شكنجه به حدي بود كه به گواهي  پزشكان  استخوانهاي پايش پوك شده بود .بعضا  كه از شدت   شكنجه بيهوش ميشد   براي بهوش آوردنش ”دختران معاويه”(زنان شكنجه گر)زير كف پايش شمع روشن ميكردند .صبح يكي از روزها، بعد  از شكنجه هاي طاقت فرسا كه  توسط پاسداران  به داخل بند پرتاب شده بود  يك لحظه سرش را بلند كرد و رو به هم بندي هايش كرد و گفت 
"چه كسي ميگويد فقط شب ،ميتواند شب قدر باشد امروز هم برايم قدر بود".
و سر انجام غلام در تابستان 60 با شليك 33گلوله بصورت زجر كش تیر باران شدوبعهد خود با خدا وخلق وفا کرد.
  درمراسم  بزرگداشت شهادت وي در زندان يكي از هم بنديهايش گفت

بر سينه ات نشست زخم عميق كاري دشمن ،اما اي غلام نيفتادي ،اين رسم توست كه ايستاده بميري.

اسامی ۲۴ تن از شهیدان سرفراز خطه مجاهد پرور شمال ایران از منجیل ورودبار تا رامسر وچالوس تاگرگان ، ستارگان شب کوب وظلمت سوز قیام دی ماه ۱۴۰۴

 اسامی ۲۴ تن از شهیدان سرفراز خطه مجاهد پرور شمال ایران از منجیل ورودبار تا رامسر وچالوس تاگرگان ، ستارگان شب کوب وظلمت سوز قیام دی ماه ۱۴۰۴...