۱۴۰۳ اسفند ۱۱, شنبه

قاتل وفرمانده ترورمجاهد شهید زهرا رجبی ناصر سرمدی پارسا میباشد که دستانش در کشتار مجاهدان جنگل های شمال بخون آلوده است میباشد

 قاتل وفرمانده ترورمجاهد شهید  زهرا رجبی  ناصر سرمدی پارسا میباشد که دستانش در کشتار مجاهدان جنگل های شمال بخون آلوده است میباشد 


زهرا رجبی شهید بزرگ حقوق پناهندگان بدست آدمکشان وزارت اطلاعات اول اسفند  ۷۴در ترکیه بشهادت رسید


تصمیم به ترور





کاظمی به‌دنبال گزارش شکست طرح آدمربایی، بنا به‌پشنهاد سعید امامی، فلاحیان یک جلسهٌ اضطراری برای اتخاذ تصمیم تشکیل داد. 
در این جلسه پورمحمدی قائم مقام فلاحیان، سعید امامی معاونت امنیت، مصطفی کاظمی رئیس ادارهٌ کل التفاط و ناصر سرمدی‌نیا رئیس ادارهٌ کل آسیایی (که ترکیه هم تحت مسئولیت این اداره کل بود) در آن شرکت داشتند. 
در این جلسه به این نتیجه می‌رسند که حضور علی مرادی که مربی کاراته است، طرح ربودن را مشکل می‌کند و اگر نفر سومی هم در صحنه باشد، طرح ربودن غیرممکن می‌شود. از آن‌جایی که فکر می‌کردند ممکن است خواهر مجاهد زهرا رجبی، به زودی ترکیه را ترک کند، تصمیم گرفتند هرچه زودتر طرح ترور را اجرا کنند. به‌دلیل فرصت کوتاه، سردژخیم ناصر سرمدی‌نیا به عنوان فرمانده این عملیات جنایتکارانه بلافاصله به ترکیه اعزام می‌شود تا از اجرای موفق طرح مطمئن شوند.


اجرای ترور


ناصر سرمدی پارس (ناصری سرمدی نیا)ا

 صبح روز اول اسفند۷۴ ناصر سرمدی‌نیا با پاسپورت دیپلوماتیکی به نام قاسم زرگری پناه و به شمارهٌ ۰۰۱۲۰۹۱ به ترکیه وارد شد و در هتل بیوک سهند، مستقر شد.


بلافاصله بعداز استقرار در هتل سهند از رحیم افشار آخرین گزارش را گرفت. رحیم افشار گفت که روز گذشته با رضا معصومی ملاقات کرده‌اند و امروز که روز عید فطر است زهرا رجبی با خانوادهٌ پناهندگان بیرون رفته‌اند. ناصر سرمدی به‌سرعت دست به کار می‌شود تا تیم ترور را برای ساعت ۹شب آماده کند. وی ترتیباتی می‌دهد که در تمام طول روز آپارتمان مورد نظر تحت مراقبت مأموران اطلاعات باشد.


شب هنگام، سعید چوب تراش، رحیم افشار و ناصر سرمدی‌نیا با رضا معصومی در یک قهوه‌خانه نزدیک در استانبول ملاقات می‌کنند. 
ناصر سرمدی نیا می‌گوید امشب زهرا رجبی را به قتل می‌رسانیم. آنها یک بار دیگر جزئیات طرح را مرور می‌کنند و سپس ناصر سرمدی‌نیا از آنها جدا می‌شود و رحیم افشار، سعید چوب تراش و معصومی به طرف آپارتمان می‌روند.


ناصر سرمدی‌نیا بعداز جدا شدن از تیم رحیم افشار به محسن کارگر آزاد اطلاع می‌دهد که با تیم ترورش، برای انجام عملیات به‌سرعت خود را به محل برسانند. در جلو آپارتمان، ناصر سرمدی‌نیا، محسن کارگر آزاد به‌همراه دو تروریست دیگر با رضا معصومی، سعید چوب تراش، رحیم افشار و عبدالحمید چلیک به یکدیگر ملحق می‌شوند. دو تروریست دیگر داخل یک ماشین همراه با یک راننده با فاصله از بقیه توقف کرده بودند. سعید چوب تراش و رحیم افشار در ایستگاه اتوبوس ایستادند، ناصر سرمدی نیا بعداز آخرین هماهنگیها، صحنه را ترک کرد. تروریستها به فرماندهی محسن کارگر آزاد با ورود به ساختمان و شلیک گلوله، مجاهد خلق علی مرادی و خواهر مجاهد زهرا رجبی را به شهادت رساندند.


ارتباطات تروریستها با تهران


رحیم افشار و محسن کارگرآزاد تاقبل از آمدن ناصر سرمدی نیا به طور مستقیم و جداگانه با وزارت اطلاعات در تهران با شمارهٌ ۰۰۹۸۲۱۲۴۴۳۶۷۲ در تماس بودند، اما بعداز آمدن سرمدی‌نیا ارتباطات تروریستها با تهران ازطریق او انجام می‌شد.


سعید چوب تراش و رحیم افشار با پرواز TK – ۸۲۶ در روز ۲اسفند ۷۴ به تهران بازگشتند. ناصر سرمدی‌نیا در همین روز، ازمسیر دمشق – دبی و کراچی به ایران بازگشت.


ماجرای ترور از زبان مزدور رضا معصومی


از همان ابتدا نقش مزدور رضا معصومی در این عملیات جنایتکارانه روشن بود به همین خاطر مقاومت ایران از دولت ترکیه خواستار دستگیری ومجازات وی شد. بالاخره پلیس در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۷۵ رضا معصومی را همراه با عبدالحمید چلیک کسی که در جریان ترور نقش مراقبت از آپارتمان را به‌عهده داشت دستگیر کرد.


مزدور رضا معصومی در دادگاه گفت من بعداز اطلاع از استقرار مریم جاودان درهتل، به ساواما زنگ زدم وهمهٌ اطلاعاتم را به اصغر آذری (سعید چوب تراش) دادم. بعد که مطلع شدم او از هتل به یک آپارتمان نقل مکان کرده است، مجدداً به ساواما زنگ زده ومحل جدید مریم جاودان رااطلاع دادم.


درساعت ۲ روز۱۲بهمن، با فردی به‌نام مهدی (مرتضی محسن‌زاده) از وزارت اطلااعات ملاقات کردم و محل جدید او رانیز به مهدی دادم . دردیداربعدی فرد جدیدی به‌نام رسول (رحیم افشار) نیز درملاقات ما شرکت کرد وآنها گفتند که ازایران برای بردن مریم جاودان آمده‌اند. که من گفتم درمورد ربودن من نمی‌توانم کمک کنم که آنها بچه وخانواده‌ام راتهدید کردند وگفتند که مجبوری این‌کار را انجام دهی ورسول دراین رابطه با من صحبت کرد. بعدازچند ساعت از هم جدا شدیم وساعت ۷ بارحیم افشار ومرتضی محسن زاده مجدداً ملاقات کردیم و در مورد طرحهای ترور صحبت کردیم. سپس آنها از کیوسک تلفن به جایی زنگ زدند. درعرض ۱۵ دقیقه فردی به‌نام جلات (محسن کارگر آزاد) آمد وهمراه اویک کرد ایرانی بودکه این‌جا محسن کارگر آزاد از چگونگی داخل آپارتمان و نحوهٌ ورود به آن صحبت از من سؤال کرد.


در شب عملیات قرارشد من ابتدا درب بیرون رابازکنم سپس همگی واردشویم وبا آسانسور به طبقه ۵ برویم آنها درآسانسور نیمه باز منتظر بمانند من درب آپارتمان را زده بعد از بازشدن از طریق پله فرارکنم وآنها داخل آپارتمان بشوند بعداز این‌که به بیرون آپارتمان رسیدیم در آنجا ۶ نفر بودیم، من، رسول (رحیم افشار) اصغر (سعید چوب‌تراش)، حاج قاسم (ناصر سرمدی‌نیا)، محسن کارگر آزاد ویک ایرانی بلند قد. سپس حاج قاسم از جمع جداشد ورسول (رحیم افشار) با اصغر آذری (سعید چوب تراش ) درایستگاه اتوبوس ماندند. ایرانی قد بلند نیز رفت. من با محسن کارگر آزاد جلو آپارتمان ماندیم. من طبق طرح زنگ زدم ودرب باز شد. داخل شدم پشت سرم محسن کارگر آزاد وارد شد که دراین وسط یک صدای باز وبسته شدن درب ماشین شنیده شد. برگشتم دیدم کرد ایرانی ویک نفر کوتاه قد واردآپارتمان شدند. من دگمهٌ آسانسور را فشاردادم و۴ نفری وارد آسانسور شدیم ودگمهٌ طبقهٌ ۵ را زدم نفر کوتاه قد ازکیف ورزشی که همراه داشت، سه سلاح لوله بلند درآورد. سلاحها درروزنامه پیچیده وآماده بود»
مطلب مرتبط بیشتر بدانید 

جنگلهای شمال ومقاومتهای دلیرانه ،نفس رژیم خمینی را بریده بود (قائم شهر - رامیر ورودسر وپره سر هشتبر طوالش اعتراف پاسدار اطلاعاتی ناصر سرمدی پارسا ببینید چه کسانی را برای سرکوب دستگیری و قتل عام مجاهدان جنگل بکار گرفته بود




آمران وعاملان کشتار مجاهدین در جنگلهای شمال از قائم شهر در شرق مازندران تا رودبار وهشتپر طوالش در غرب گیلان

افشای اطلاعات ارزنده ای از داخل رژیم از پاسداراطلاعاتی شکنجه گری که خون مجاهدان جنگل قائم شهر ورامسر وپره سربر دستانش میباشد ناصر سرمدی پارسا کیست؟

 افشای اطلاعات ارزنده ای از داخل رژیم از پاسداراطلاعاتی شکنجه گری که خون مجاهدان جنگل قائم شهر ورامسر وپره سربر دستانش میباشد ناصر سرمدی پارسا کیست؟  

پاسدار واطلاعاتی وشکنجه گر ، ناصر سرمدی پارسا که معاون وزیر وسفیر واصلاح طلب شد کیست؟


۱۴۰۳ اسفند ۱۰, جمعه

جنگلهای شمال ومقاومتهای دلیرانه ،نفس رژیم خمینی را بریده بود (جنگلهای قائم شهر - رامسر ورودسر وپره سر هشتبر طوالش اعتراف پاسدار اطلاعاتی ناصر سرمدی پارسا ) ببینید چه کسانی را برای سرکوب دستگیری وقتل عام مجاهدان جنگل بکار گرفته بود

جنگلهای شمال ومقاومتهای دلیرانه ،نفس رژیم خمینی را بریده بود (جنگلهای قائم شهر - رامسر ورودسر وپره سر هشتبر طوالش اعتراف پاسدار اطلاعاتی ناصر سرمدی پارسا ) ببینید چه کسانی را برای سرکوب دستگیری وقتل عام مجاهدان جنگل بکار گرفته بود




آمران وعاملان کشتار مجاهدین در جنگلهای شمال از قائم شهر در شرق مازندران تا رودبار وهشتپر طوالش در غرب گیلان


همه میدانند که خمینی از بدو بقدرت رسیدن وبخصوص بعد از حذف بنی صدر که مجاهدین خلق ،خمینی را وادار کرده بودند که پاره تن خودش که در تدوین وتصویب ولایت فقیه نقش اساسی داشت را جراحی کند اگر چه خمینی میگفت که من بنی صدر را از سالیان قبل میشناسم اما مثل همه همه که خمینی زد حرفش را در رابطه با بنی صدر و... عوض کرد  واولین شقه رژیم اینگونه شکل گرفت واجرا شد .

خمینی بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کرد
خمینی بنی صدر را از ریاست جمهوری عزل کرد

مجلس فرمایشی خمینی رای به بی کفایتی بنی صدر داد وآخرین قطرات آزادی کشته شد

وباز هم همه میدانند وخودی های خمینی هم بزبان آوردند وبخصوص منتظری که او هم توسط خمینی جراحی شد وشقه دوم از بالای رژیم  صورت گرفت در مصاحبه های گفت که خمینی قصد حذف وقتل عام مجاهدین را از همان ابتدا داشت وپنهان هم نمیکرد وجان ومال مجاهدین را برای پاسداران وآخوندهای خمینی صفت حلال شمرده بود .
عبارت منافقین از کفتر بدترند ودشمن همین مجاهدین هستند که در بیخ گوش من در تهران است .

روزنامه لوموند در خرداد ۱۳۵۹ نوشت:

«بنا به گفتهٔ ناظران، اوضاع در شرایط کنونی، انتخاب بین سازش یا جنگ داخلی است».

خمینی در ۴ تیر ۱۳۵۹ در دیدار با «اعضای شوراهای اسلامی کارگران» با صراحت بیشتری از مجاهدین سخن گفت و آن‌ها را که حاضر نشده بودند با حکومت او همراه شوند، بدتراز کفار نامید. وی گفت:

«ممکن است من هی بگویم اسلام و هی بگویم فدایی اسلام و فدایی خلق و هی بگویم مجاهد اسلام و مجاهد خلق، این حرفها را بزنم، لاکن وقتی به اعمال من شما ملاحظه می‌کنید، که از اول من مخالفت کردم… دشمن ما نه در آمریکا، نه در شوروی و نه در کردستان است، بلکه در همین‌جا در مقابل چشم‌های ما، در همین تهران است… منافق‌ها بدتر از کفارند، ما سوره منافقین داریم سورهٔ کفار نداریم»

این درحالی بود که در قرآن سوره‌ی کفار نیز وجود دارد.


البته خمینی این حرفها در تلویزیون رژیم هم گفت وهمه مطبوعات روز رژیم منعکس شد آنهم بعد از متینگ امجدیه  وهمه بیاد داریم آنهم در فاز سیاسی .
وهمه میدانند که مجاهدین در فاز سیاسی بیش از ۵۰ شهید وهزاران مجروح وزندانی داشتند.
 دستگیریهای ۵۹ ای ها که یادمان هست که بسیاری آنها بعدا وبخصوص در قتل عام ۶۷ که بفرمان خمینی صورت گرفت بدلیل سرموضع بودن وبدون اینکه درگیری مسلحانه یا اقدان علیه رژیم انجام داده باشند سربدار شدند.
اسرار به خون آغشته قتل عامی که خمینی برای 
نسل کشی مجاهدین فرمان دادوعفو بین المل هم آنرا افشا ومحکوم کرد

آقای منتظری در نوار صوتی افشا شده گفتند که احمد خمینی گفته بود همه مجاهدین وحتی روزنامه خوان آنها را باید کشت .
اعتراف احمد خمینی برای کشتن حتی نشریه خوان مجاهدین در نوار صوتی آقای منتظری

پسر خزعلی هم در نواری گفته بود که زمان بهشتی حزب جمهوری تصیم گرفته بود که مجاهدین را باید از بین برد واین تصیمم قتل عام ۶۷ هیچ ربطی به عملیات فروغ جاویدان ندارد .
اینها را همه میدانید .
ولی آیا میدانید که مجاهدین تصمیم گرفته بودند که با ارتجاع وبنیاد گرائی تا آنجا که میشود یعنی تا حیات ووجود آخرین قطرات قانون وآزادی مبارزه کنند؟
آیا میدانستید که چاپ وفروش نشریه مال همین وشکلی از مبارزه بود؟
آیا میدانستید که برای فروش کتاب ونشریات ونشریه مجاهد میلیشیاهای سراسر کشور میز کتاب ونمایشگاه های سیار میگذاشتند؟ 

ایا میدانستید مجاهدین علیرغم رای ندان به قانون اساسی ولایت فقیه موظف بودند که در همان چارچوب کارهای سیاسی وتبلیغی انجام دهند واجازه هم میگرفتند؟
آیا میدانستید که شرکت در انتخابات اولین دور مجلس شورای ملی وهمچنین انتخابات اولین دور ریاست جمهوری وتبلیغات انتخاباتی آنها هم برای همین ونوعی از مبارزه بود؟
تبلیغات انتخاباتی میلیشا برای اولین دور مجلس شورای ملی 

اما خمینی تاب نیاورد ومسعود رجوی را که کاندیدای نسل انقلاب بود ورسما هم از وزارت کشور اجازه گرفته بود حذف کرد.
خمینی مسعود رجوی را ار کاندیداتوری ریاست جمهوری 
حذف کرد 


آیا میدانستید که متینگ های دانشگاه تهران متینگ خزانه تهران متینگ رشت ومتینگ تبریز 
متینک دانشگاه تهران وسخنرانی مسعود رجوی
روی لینک ها کلیک کنید بیشتر بدانید 
درست در همین راستا وبهترین وقوی ترین مبارزه آگاهی بخشی افشاگرانه سیاسی بود؟ 
اما خمینی فعالیتهای سیاسی  مذهبی مسالمت آمیز را بر نتابید وروز سی خردادتظاهرات مسالمت آمیز مردم تهران را که برای جلو گیری از مرگ آخرین قطرات آزادی بود را به رگبار بست وده ها نفر را کشت و۱۰۰ نفر را مجروح وباز داشت کرد.
خمینی اما از فردای سی خردار طرح کشتار مجاهدین برای نسل کشی را اجرا کرد واولین دسته از میلیشیا واعضاء مجاهدین خلق راحتی بدون احراز هویتشان تیرباران کرد.
اعدام دختران نوجوانان بدون اینکه اسمشان مشخص شود فردای ۳۰ خرداد بفرمان خمینی
  
وبسیاری از آیا میدانستید های دیگر .
اما هدف مجاهدین چه بود؟ چرا این میزان ظرفیت ، قانونمداری 
وبردباری ؟
 هدف این بود که مجاهدین میخواستند با خمینی وارتجاع تمامیت خواه،آزادیکش ،آنهم در لباس دین از آن نوعی که از قعر چاه های قرون وسطا برخاسته بودند مبارزه کنند .
مجاهدین میخواستند نه چپ روی کنند مانند دیگران ونه راست روی.
 مجاهدین برای دفاع ازآرمان آزادیخواهانه انقلاب ضد سلطنتی با اتکا به اصول وپرنسیپ های ملی انقلابی وایدئولوژیک خودحرکت کردند ومیکنند.
آنها بهمین دلیل انتخاب کرده بودند برای اینهمه وبویژه برای تحقق جامعه بی طبقه توحیدی وایرانی آزاد وآباد هر قیمتی را بپردازند وپرداختند .
مجاهدین در این مسیر با صدق فدا حرکت کردند وباقی ماندند واز همه جلو زده ونوک ستون مجارزه باقی ماندند.
خلاصه کلام از هرطریق به هر شکل ودر هر شرایط ودر هرکجا دست از مبارزه واصول ملی انقلابی وایدئولوژیک خود نکشیدند ونفس رژیم را هم براندند وتا امروز هم ادامه دارد .
حرف وسخن آخر از مسعود رجوی 

ما مجاهدیم ما که از قبل گفتیم کسی بیشتر مقاومت بکنه از ما جلو این رژیم زانو می‌زنیم، هژمونیش هم می‌پذیریم با افتخار هم این کار رو می‌کنیم. هر کی از پس این آخوندها بر میاد بسم‌الله. اول روشن باشه من آزادی بیانم‌ رو می‌خوام و آزادی خلقم‌. چرا؟

چون که مجاهد خلقم. مگه اومدم که قدرت بگیرم؟ مگه اومدم حکومت کنم؟ مگه اومدم تو مسابقه فرصت‌طلبی شرکت کنم؟ اول روشن باشد که ما چی هستیم روشن باشد که نسلمون و خطمون و سابقه‌مون و تاریخچه‌مون چیه. نمی‌خوام نمی‌خوام نمی‌خوام که جلو بیافتیم. یعنی این‌طوری نمی‌خوام جلو بیافتیم. با صدق و فدا آری...

مسعود رجوی: به ابوسعید ابوالخیر مراجع زمانش گفتند که تو در مقابل ما پشه‌ای بیش نیستی. گفت من همون پشه هم نیستم. ما آقا! اشرفیان پشه هم نیستیم. هیچی نیستیم. بی‌نام و نشان. چند ده نفر بودیم از زندان آزاد شدیم. حرفهای خودمونو زدیم. تف کردیم به ریاست‌جمهوری خمینی که لازمه‌اش ولایت فقیه بود و سرکوب خلایق. خوردیم چماق و گلوله و شلاق و یکصد و بیست هزار شهید و آواره شدیم و آواره هم هستیم هیچی نیستیم پشه هم نیستیم اما به خودمون مطمئنیم. دیگه بالای سر مزار شهدامون که می‌تونیم بنشینیم و حرفمون رو بزنیم. اگر حرف حق است که راه خودش رو باز خواهد کرد...

مسعود رجوی بالاترین خواسته 


مسعود رجوی: یادتون باشه قرار ما خاوران محل شهدای قتل‌عام و اشرف و موسی اونجا چادر می‌زنیم. هیچی نمی‌خوایم. هیچی. پس قرار ما خاوران است.

پایان نقل قول

اما امروز میخواهیم مقداری به جنگل مبارزه در جنگل ودلاوریها شجاعت ها وخیانت های برخی ها اشاره کنیم که علیرغم همه ضربه ها وخنجر وخیانت های دشمن ودیگران نفس خمینی ، سران رژیم وپاسداران ودژخیمان اطلاعاتی  را بریده بود .
در این شماره فقط میخواهیم ببینیم که رژیم چه کسانی را مامور ومسئول سرکوب جنگل های شمال کرده بود وچه هزینه های کلانی پرداخت .
تلاش کردیم ومیکنیم که حرفها وفاکتها مستند باشد ، چه از اسناد رژیم ویا مصاحبه ها وچه سایتهای رژیم وچه اسنادی که خود مجاهدین از درون رژیم بدست آوردند.
برخی ازآمران وعاملان ومجریان درجه اول کشتار وسرکوب شکنجه واعدام مجاهدان جنگل  
۱-خمینی 
خمینی دجال ضد بشر 

خمینی وملیجکش اکبر هاشمی رفسنجانی
عکس خمینی ومحسن رضائی با پاسداران


مهمترین مسئله این است که خمینی به رفسنجانی ومحسن رضائی گفت بروید جنگل های شمال را جمع کنید وبرای ما آبروریزی است .
حتی آنقدر جنگل وچریک های جنگلی به خمینی فشار آورده بودند وضربه به نظامش وارد کرده بودند که مجبور شد در وصیت نامه اش مفصل با غیط وکین به آن بپردازد وپاراگرافهائی را به آن اختصاص دهد میبینید که مجاهدین جنگل و... نفس خمینی را هم برانده بودند.
حتی هابیلیان شقی ترین دژخیمان شکنجه گر وقاتل مجاهدین هم از قول دژخیمان اطلاعات واطلاعات سپاه برادر حمید میگوید جدال های نفس گیر وقتی بحث خاطرات جنگل های شمال بمیان میاید برادر حمید همان ناصر سرمدی پارسا میباشد که همین عبارت را در مصاحبه بکار برد 
جدالهای نفس گیر در مقابله با مجاهدین جنگل
 
۲- اکبرهاشمی رفسنجانی  
اکبر هاشمی رفسنجانی ملیجک خمینی عامل جنگ ترور واعدام وقتل های زنجیره ای
رفسنجانی ومحسن رئی با هم در همه کشتارها وسرکوبی ها
 با هم بودند

رفسنجانی مدتها در شمال مستقر بود ویا در تماس با سپاه ناحیه ۳کشوری که در چالوس  مستقر بود سرکوب جنگل را با یگانها وتیپ های حضرت ابوالفضل که مسئول سرکوب استانهای گلستان ومازندران وگیلان وکردستان بود را هدایت ونظارت میکرد.
 روز شماری بنام روز شمار گیلان در خاطرات رفسنجانی هست که نشان میدهد که به جزئیات اخبار عملیا ها را دنبال وثبت میکرد . 
۳- سبز علی (محسن) رضائی 

محسن رضائی که زمانی رئیس حراست واطلاعات سپاه بود وبعدا فرمانده کل سپاه پاسداران خمینی را بعهده داشت از فرماندهان کشتار مجاهدین در تهران وشهرستانها که خودش در تاریخ شفاهی علنا همین را بزبان میاورد بعلاوه مسئول کشتار وپاکسازی جنگل های شمال هم بود.
۴- مهدی محمدی فر

این پاسدار فرمانده قرار گاه ابوالفضل بود که در یک کارخانه روغن مصادره شده از یک سرمایه دار زمان شاه در بین چالوس ونوشهر قرار داشت.
مسئولیت الف تای این پاسدارجنایت کار وقرارگاه تحت امرش کشتار در جنگل های گلستان ومازندران وگیلان والبته کردستان هم بوده است. 
۵- ابوالحسن موسوی خورشیدی


ابوالحسن موسوی خورسید (سلیمان) از افراد رده بالا اطلاعات سپاه بود که از تهران برای سرکوب جنگل با ناصر سرمدی کار میکرد وآموزش میداد.
ابوالحسن موسوی خورشیدی( سلیمان) با بهروز بابائی (صادق)بسیاری اوقات یک تیم بودند که به ناصر سرمدی پارسا آموزشهای اطلاعاتی امنیتی ،شیوه های موثر بازجوئی وشکنجه وتواب سازی را آموزش میدادند  .
۶- بهروز بابائی (صادق) 

بهروز بابائی (صادق)مسئولیت ­هایی که در سپاه به عهده داشت : "عضو شورای اطلاعات سپاه پاسداران، مسئول رسیدگی به گروهک فرقان و منافقین در سال­های 60 و 61، مأموریت­هایی در شهرهای کردستان، گنبد، بانه و سردشت، مسئول جنگ های شمال (جهت درگیری و دفع مجاهدین در شهر و جنگل های شمال)، مأموریت حضور در جبهه خصوصاً در عملیات آزادسازی خرمشهر و کردستان .
"در سال 62 آخرین مسئولیت ایشان که منجر به مرگش شد، مسئول اطلاعات و عضو شورای فرماندهی منطقه 3 کشوری بود. منطقه 3 کشوری آن سال ها، استان­های کردستان، گیلان و مازندران بود. سرانجام در تاریخ هشتم خرداد ماه سال 1362 حین ماموریت در جاده تهران-چالوس به علت تصادف کشته شد .

۷- ناصر سرمدی پارسا 
ناصر سرمدی پارسا (برادر حمید یا حمید بازجو ) معاون اطلاعات و ... منطقه 3 کشوری بودکه در واقع فرمانده صحنه عملیاتها دستگیریها بازجوئی هاوشکنجه ها وتواب سازیها وضربه زدن به تشکیلات جنگل بود ناصر سرمدی یا حمید باز جو در ترور دکتر کاظم وترور خواهر مجاهد زهرا رجبی در ترکیه مستقیم ونقش فرمانده صحنه داشته است این دژخیم اطلاعات در قتل های زنجیره ای نقش داشت ویکی از معاونین وزیر اطلاعات بود .این فرد از جمله یکی از نفری است که در هیئت تحقیق ماجرای قتل های زنجیره میباشد 
۸-آخوند حسن‌زاده آملی


این آخوند خمینی صفت،  فرمانده ناشناخته در آمل، در واقعه ۶ بهمن ۱۳۶۰که از آمران وعاملان کشتار مجاهدین وچریکهای جنگل بود
۹- اسفندیار رحیم مشاعی 

اسفندیار رحیم مشاعی ، بسیجی ،پامنبری خوان و مداح ،دژخیم عملیاتی اطلاعات سپاه ،بازجو وشکنجه گر زندان های رامسر شهسوارو متل قو (سلمان شهر) او در کرستان منصب های اطلاعاتی وامنیتی داشت ودر سرکوبی وکشتار کردها نقش اساسی داشت بعد از آشنائی با احمدی نژاد وپیدا کردن فامیلی سببی در دوران ریاست جمهوری، معاون او بود .
در قابل توجه است که اسفندیار رحیم مشاعی  مراد احمدی نژاد نیز میباشد 
۱۰- پاسدار محمد سلیمان نژاد

سلیمان نژاد فرمانده سپاه رامسربود که همراه ناصر سرمدی در صحنه های عملیات علیه مجاهدان جنگل رامسر مستقیما شرکت داشت

۱۱- فرماندهان صحنه سپاه اصلاعات سپاه ونفرات زبده اطلاعاتی شهر های رضوان شهر  هشتپر طوالش وپره سر ، رامسر وقائم شهر وآمل وبابل وسواد کوه
مانند

*مهدی خانی 


مهدی خانی فرمانده بسیج آمل در سال 60 بودکه در شناشائی تعقیب ومراقبت ودستگیری وکشتار مجاهدان جنگل دخالت داشت .
*پاسدار قدرت الله سورکی

پاسدار قدرت الله سورکی  پاسدار اسبق سوادکوه وبرادرش که در سرکوب جنگل سواد کوه نقش داشت

ادامه دارد 
منبع اعترافات ناصر سرمدی پارسا تحت عنوان مصاحبه با برادر حمید در روزنامه اعتماد ومجله رمز عبوروانتخاب وهابیلیان.

اسامی ۲۴ تن از شهیدان سرفراز خطه مجاهد پرور شمال ایران از منجیل ورودبار تا رامسر وچالوس تاگرگان ، ستارگان شب کوب وظلمت سوز قیام دی ماه ۱۴۰۴

 اسامی ۲۴ تن از شهیدان سرفراز خطه مجاهد پرور شمال ایران از منجیل ورودبار تا رامسر وچالوس تاگرگان ، ستارگان شب کوب وظلمت سوز قیام دی ماه ۱۴۰۴...