۱۴۰۴ آذر ۲۲, شنبه

«فرهاد جوادی؛ از بهشهر، صلابت یک مجاهد در جنگ داخلی خمینی»

 «فرهاد جوادی؛ از بهشهر، صلابت یک مجاهد در جنگ داخلی خمینی»

مجاهد شهید فرهاد جوادی آخرین عکس دریافت از شمال


 مقدمه

در سال‌هایی که «جنگ داخلی» خمینی با آزادی و انسانیت آغاز شده بود،
برخی با یک کلمه جان خریدند و برخی با سکوتِ آگاهانه تاریخ ساختند.
فرهاد جوادی از آن دسته بود که لب نگشود؛
نه از ناتوانی، بلکه از انتخاب.

او از نسلی بود که انقلاب را دید،
دزدیده‌شدنش را فهمید
و هزینهٔ ایستادن را ـ آگاهانه ـ پرداخت.
فرهاد، مسئول انجمن هواداران مجاهدین در بهشهر،
نماد پیوند آگاهی، مسئولیت و فدا بود.

این سطور، روایتی است از زندگی و شهادت
مجاهدی که زیر شلاق، زیر زنجیر،
و حتی در برابر وسوسهٔ دیدن فرزندش
ایستاد و جاودانه شد.


 زندگی‌نامه، رزم وشهادت فرهاد جوادی 

فرهاد جوادی در سال ۱۳۳۶ در بهشهر چشم به جهان گشود. پس از اخذ دیپلم، برای ادامهٔ تحصیل به بابل رفت و در رشتهٔ برق تحصیل کرد. هم‌زمان با اوج‌گیری انقلاب ضدسلطنتی، حضوری فعال در تظاهرات و فعالیت‌های انقلابی داشت و دوستان و آشنایانش را به مقابله با دیکتاتوری شاه فرا می‌خواند.

پس از پیروزی انقلاب و ربوده‌شدن آن توسط خمینی، فرهاد خیلی زود ماهیت دجالگرانهٔ مرتجعین حاکم را شناخت. سرکوب آزادی‌ها، تحریف آرمان‌ها و غصب حاکمیت مردم، او را به جست‌وجویی جدی برای یافتن راه درست کشاند؛ جست‌وجویی که دیری نپایید و او گمشدهٔ خود را در سازمان مجاهدین خلق ایران یافت.

فرهاد که مجاهدین را با نام و اندیشهٔ مسعود رجوی شناخته بود، با تمام وجود در مسیر آرمان‌های سازمان گام گذاشت. او به‌زودی به یکی از فعال‌ترین هواداران مجاهدین و سپس مسئول انجمن جوانان مسلمان بهشهر تبدیل شد. ارتباط صمیمی و مسئولانهٔ او با میلیشیاهای سازمان‌یافتهٔ انجمن، باعث شده بود که جوانان، فرهاد را رابط امین خود با مجاهدین بدانند. ویژگی برجستهٔ او، پیگیری خستگی‌ناپذیر و روحیهٔ مسئولیت‌پذیر بود.

خودش می‌گفت:

«وقتی از کار زیاد خسته می‌شوم یا اوضاع نگرانم می‌کند، یکی از جملات مسعود را می‌خوانم؛ تمام خستگی‌هایم می‌ریزد.»

افشاگری‌ها، چاپ و توزیع اسناد مربوط به سوابق مرتجعین و سرکردگان کمیته‌های آخوندی در بهشهر، خشم دادستان جنایتکار منطقه، موسوم به «شاه‌نوش»، را برانگیخت. با طراحی توطئه‌ای حساب‌شده، چماقداران ارتجاع به انجمن هواداران حمله کردند، ابزار ضرب و جرح را در محل جا گذاشتند و سپس برای فرهاد و چند تن دیگر پرونده‌سازی کردند.

در اقدامی تلافی‌جویانه، شاه‌نوش فرهاد جوادی را به ۵۰ ضربه شلاق محکوم کرد و حکم را به اجرا گذاشت.
اما شلاق، فرهاد را نشکست؛ او را رساتر کرد.

پس از اجرای حکم، خطاب به مردم گفت:

«شما مرا شلاق نزدید؛
این آزادی و انقلاب است که به دست شما به شلاق بسته شد…
روسیاهی برای کسانی می‌ماند که ناآگاهانه در این راه ایستاده‌اند.»

فرهاد با انگیزه‌ای چندبرابر به مبارزه ادامه داد تا این‌که در ۲۴ تیر ۱۳۶۰، در یک کیوسک تلفن در چالوس، توسط مزدوران رژیم شناسایی و دستگیر شد و به زندان سپاه بهشهر منتقل گردید. شکنجه‌گران که کینه‌ای عمیق از او داشتند، با وحشی‌گری تمام کوشیدند از او اطلاعات شبکهٔ فعال بهشهر را بگیرند؛ اما از فرهاد، جز صلابت و پایداری چیزی ندیدند.

او را با بدنی شکنجه‌شده و به زنجیر کشیدند؛
آن‌چنان که صدای زنجیرها خبر می‌داد:
«این فرهاد است که راه می‌رود.»

در آخرین روزهای زندگی، عکسی از فرزند تازه‌متولدشده‌اش به دستش رسید. پشت عکس نوشت:

«تو را بوسیدم و در قلب و روحم جا داری.
بدان که پدرت به تو خیلی امید دارد.»

دژخیمان، با آگاهی از احساسات پدرانهٔ او، به آخرین ترفند متوسل شدند:
به دروغ گفتند فرزندت را به زندان آورده‌ایم؛ اگر نام دو نفر را بگویی، آزاد می‌شوی.
فرهاد پاسخ داد:

«تف بر شما که می‌خواهید با احساسات پدری، احساس مسئولیتم نسبت به خلقم را بگیرید.
کور خوانده‌اید!»

فرهاد جوادی، لب نگشود.
قهرمان زیست و قهرمان شهید شد.

پس از شهادتش، بر مزار او دسته‌گلی بود با نوشته‌ای کوتاه و جاودانه:

«از طرف سارا؛
به پدری که هرگز او را ندید.»

و آن‌گونه که مریم رجوی گفته است:

«این خون‌های پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد…
و خمینی هرگز نخواهد توانست این شعله را خاموش کند.»

در یک سخنرانی بزرگداشت شهیدان 
مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

اسامی ۲۴ تن از شهیدان سرفراز خطه مجاهد پرور شمال ایران از منجیل ورودبار تا رامسر وچالوس تاگرگان ، ستارگان شب کوب وظلمت سوز قیام دی ماه ۱۴۰۴

 اسامی ۲۴ تن از شهیدان سرفراز خطه مجاهد پرور شمال ایران از منجیل ورودبار تا رامسر وچالوس تاگرگان ، ستارگان شب کوب وظلمت سوز قیام دی ماه ۱۴۰۴...